زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۲۵
فروردين

سال 1396 منتهی به سال 2018 سالی  حیاتی برای صنعت گردشگری آذربایجان و بویژه تبریز است که به عنوان پایتخت گردشگری کشور های اسلامی تعیین شده است. نمی دانم شما از چه زاویه ای با این موضوع ارتباط برقرار میکنید. شاید به عنوان یک هموطن قصد دارید از این رویداد گردشگری بازدید کنید. شاید به عنوان یک هم استانی تصمیم بگیرید تبریز را به عنوان مقصد تفریحات آخر هفته خود انتخاب کنید و شاید هم به عنوان یک شهروند تبریزی خواه و ناخواه در بطن رویداد های تبریز2018 قرار گرفته اید و قصد دارید از آن لذت ببرید. در هر حال سوالی که برای شما ایجاد می شود این است که این شهر چه ظرفیتی دارد که ما از آن استفاده کنیم. یا اگر بخواهیم به صورت دوستانه تر سوال را مطرح کنیم اینکه: چطور می توانیم یک روز خوب در تبریز داشته باشیم؟

یک کاغذ و خودکار بردارید چرا که قرار است با طعم های مختلف گردشگری در تبریز آشنا شویم تا به طبع سلیقه تان مسیرتان را از بین کوچه های تبریز انتخاب کنید.

طعم اول : گردشگری محیط زیست

تبریز بین طبیعت های مختلفی محصور است. از باغ های جنوبی تبریز تا کوهستان های رنگارنگ سرخاب در شمال تبریز دشت های ماسه ای مسیر بستان آباد با وجود شتر و ها و محیط صحرایی یکی از بی نظیر ترین موقعیت های کشور را فراهم آورده تا در فاصله زمانی کوتاه بتوانید از هر سه طبیعت استفاده کنید.

طبیعت تبریز با مجهز بودن به پیست های اسکی، تله کابین های مدرن و جاده های مناسب آماده پذیرایی از گردشگران محیط زیستی است.

طعم دوم:گردشگری مذهبی

مرتفع ترین تفرجگاه کشور عینالی است. شما می توانید از طریق تله کابین از آن بالا بروید یا مانند بسیاری از تبریزی ها با پای پیاده کوهپیمایی کنید تا به مسجد بالای آن برسید. این تفرجگاه نام خود را از مسجد عون بن علی گرفته است. مسجدی تاریخی که بنا به روایات مدفن دو تن از فرزندان حضرت علی (ع) است. تبریز امام زاده های معروفی مانند سید حمزه و سید محمد کججانی نیز دارد که در میان مردم منطقه بسیار مقبول بوده و صاحب کرامات شناخته می شوند. بارگاه سید حمزه(ع) را از لحاظ معماری و معنویت معمولا با حرم امام رضا (ع) مقایسه می کنند.

طعم بعدی:گردشگری تاریخی

بی گمان برای علاقه مندان به تاریخ ایران باستان بازدید از موزه آذربایجان، دومین موزه کشور از لحاظ تعداد اشیاء تاریخی می تواند جذاب باشد. در مورد تاریخ معاصر اما تبریز حرف های منحصر به فردی دارد. موزه قاجار و موزه مشروطه روایت گران تخصصی تری درمورد این برهه های تاریخ هستند. عمارت شهرداری تبریز که نماد اولین شهرداری کشور است با نمایش حجم بالایی از اسناد و تصاویر در مورد تبریز هم جای خوبی برای آشنایی با این شهر است.

موزه های سنجش، عصر آهن، مسجد کبود، موزه سفال، موزه تاریخ طبیعی، مسجد صاحب الامر، موزه قرآن و کتابت، موزه دفاع مقدس و خانه علی موسیو از دیگر جاهایی است که اگر وقت داشتید پیشنهاد می شود دیدن فرمایید.

طعم بعد:گردشگری فرهنگی

27 ام شهریور زادروز محمد حسین بهجت تبریزی (استاد شهریار) به عنوان روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده. نمی شود در تبریز گردش کنید و به مقبره الشعرا نروید. مقبره الشعرا علاوه بر شهریار مدفن صد ها ادیب و شاعر قرون مختلف مانند خاقانی و طوسی و غیره نیز هست. لذت خواندن اشعار شهریار در ساختمان زیبای مقبره الشعرا یقین بدانید صد چندان خواهد بود.

خانه ی استاد شهریار، خانه پروین اعتصامی و موزه هایی فرهنگی و هنری مانند موزه استاد بهتونی(مجسمه ساز) و موزه کارتون تبریز نیز به علاقه مندان به هنر و فرهنگ اکیدا پیشنهاد می شود.

طعم شادی:گردشگری تفریحی

اگر هدفتان از تبریز گردی یک تفریح درست و حسابی است به پارک های تفریحی تبریز حتما سر بزنید. پارک هایی مانند باغلار باغی و لونا پارک ائل گولی پر از هیجان است امکان سورتمه سواری در ائل باغی جب ائل گولی هم باید جالب باشد. قدم زدن در آرامش دور استخر ائل گولی هم از پیشنهادات رایج تبریزی ها برای گردش است. در تبریز شهر بازی های سر پوشیده بسیار مدرنی نیز در مراکز خرید مانند لاله پارک و اطلس ایجاد شده که برای علاقه مندان به این حیطه از گردشگری قطعا جذاب خواهد بود.

طعم بازار:خرید سوغاتی

شیرین ترین قسمت یک مسافرت البته برای خانم ها شاید گشت و گذار در بازار های پر و پیچ و خم یک شهر است. در تبریز اما اگر سری به بازار سرپوشیده تاریخی آن بزنید قطعا خرید حس بهتری را به شما خواهد داد. راسته های تخصصی کفش و فرش و چرم و غیره ولو به یک بار دیدنشان می ارزد. بازار تبریز در سال های اخیر به ثبت جهانی رسیده و به عنوان کهن ترین بازار سرپوشیده جهان شناخته می شود. از فضای کلاسیک هم که بیرون بیاییم مجموعه های فروشگاهی لاله پارک، اطلس و ستاره باران می توانند حس خوب خرید از مراکز مدرن را در شما به وجود بیاورند.

در هر حال خرید شیرینی های خاص تبریز از جمله قرابیه را هم فراموش نکنید.

طعم آخر: گردشگری تبریز گردی

ملانصرالدین را به جنگلی بردند. گفتند جنگل را چگونه می بینی؟ گفت درخت ها نمی گزارند جنگل را ببینم!

در انتها دعوت می کنیم در بازدید از تبریز به تبریز هم توجه کنید. خیابان هایی که روزگاری زیر گام های مبارزین مشروطه، یک روز زیر چکمه نظامیان اشغالگر روس و روزی دیگر موطن آزادی خواهان ثقه الاسلام بود نباید به این آسانی پیموده شوند. این شهر خیابان هایش کافه هایش و پارک هایش پر از حرف است، اگر به دیده حقیقت بنگریم هر قدم از تبریز یادگاریست از دیروز برایمان که گویی به ما میگوید گذشته ات پر افتخار است و به آن افتخار میکنی. ولی کاری میکنی که آیندگانت نیز به تو افتخار کنند؟


پ.ن: منتشر شده در تیتربرتر اول اردیبهشت و نشریه دیالوگ

 

  • سعید اصلانی
۰۸
فروردين

همیشه سال تحویل که میشد یه حس خوبی داشتم اصن یه بوی خاصی میومد. کلی مهمون میومدن و کلا خوش میگذشت این چن روز تعطیلی. امسال اما اصلا حسش نکردم نه اینکه حسشو نکنما مث یه عیدی مث عید فطر که ملت تو رو دربایستی می مونن میان عید دیدنی یه همچین حسی داشتم امسال مثل سالای پیش جوگیر تصمیمات گنده گنده هم نشدم. حتی دیروز که تولدم بود هم نتونستم حس گذشت یه سال رو به خودم القا کنم. الان شاید از لحاظ تقویمی و آسترونومیک اعتدال بهاریه و آغاز سال شمسی اما من وسط سال تصمیمی خودم هستم سالی که تهش یا به نتایج تصمیماتم میرسم و موفق می شم یا شکست میخورم تاسف میخورم و یه سال تصمیمی دیگه رو شروع میکنم. لزوما هم 365 روز نیست. شاید کمتر شاید بیشتر. تا جایی که بتونم بگم اواخر شهریور روزایی که نتایج کنکور ارشد بیاد اواخر سال تصمیمی منه.

امسال به یه سری از بچه های علاقه مند به علم تو فک و فامیلمون آرشیو مجله دانستنی هامو عیدی دادم (همشو نه ها یدونه به هر نفر) با اینکه تصمیم گرفته بودم عید دیدنی هم نرم بشینم درس بخونم نشد و همه جا رو رفتم. خیلی دوس دارم امسال اون سالی بشه که باید باشه. برا همه

علی ای حال دلم تنگ میشه از ننوشتن  دلم خواست بنویسم وسط این روزای سخت 30 روز مونده به کنکور

الهی قو علی خدمتک جوارحی واشدد علی العزیمتک جوانحی 

اگه غلط ننوشته باشم دعا رو 

دوستای خوبم کارل مارکس و فردریش انگلس که این روزا حسابی انداختمشون تو زحمت


  • سعید اصلانی
۲۶
اسفند

از دوره ای که کلاس نجوم می رفتم. این سوال برایم ایجاد شده بود که سال کبیسه ی میلادی چگونه اعمال می شود که تاریخ های میلادی و شمسی همواره ( در اکثر مواقع) منطبق بر هم هستند. برای مثال شما اگر متولد 10 نوامبر 1991 باشید در سال 2017 نیز تولدتان در 10 نوامبر است.(برخلاف تقویم قمری که ماه ها تولدتان نسبت به موقعیت شمسی آن جا به جا می شود.)
در تقویم شمسی به ازای چند ساعتی که در انتهای سال ها علاوه بر 365 روز کامل وجود دارد هر 4 سال یک بار به انتهای سال یعنی به اسفند ماه یک روز اضافه می شود و به این صورت این ساعات اضافی هم لحاظ میگردد.
اما در تقویم میلادی
به چه سال هایی کبیسه می گویند؟
اگر عدد سال بر 4 بخش پذیر باشد. مانند تقسیم 2016 بر 4 که باقی مانده آن صفر است.
در سال های آخر صده هم علاوه بر این که عدد باید بر 100 بخش پذیر باشد باید بر 400 نیز پخش پذیر باشد. مثلا سال 2000 سال کبیسه است. ولی سال 1400 میلادی کبیسه نیست. این کار به خاطر افزایش دقت تقویم در طول هزاره ها مقرر شده همچنین شما می توانید کبیسه بودن سال ها را در طول تاریخ فقط با دانستن عدد آن سال محاسبه کنید. البته عوامل تاثیر گذاری چون تغییر موقت تاریخ ها توسط امپراطوران روم بر تاریخ تاثیراتی گذاشته که ممکن است همیشه موافق محاسبات در نیاید.
روز کبیسه به کجای سال افزوده می شود؟
در سال های عادی فبریه 28 روز است. اما در سال کبیسه 29 روزه می شود. اول فبریه سال های کبیسه به روز کبیسه معروف است.

  • سعید اصلانی
۱۴
اسفند

دو مطلب

 اولی با موضوع زاویه گرفتن از رهبری در سخنرانی های اخیر رئیس جمهوری 

و دیگری اجحاف در فضای مجازی در حق مدافعان حرم است. یادداشتی است دلی  که دعوت میکنم بخونیدش

  • سین الف
۱۷
بهمن

سوالی که مدت هاست ذهنم را مشغول کرده این است که تاریخ را قضاوت کنم یا نه؟ گروهی را محکوم کنم. گروهی را محق بدانم و با معیار های امروزی برایشان حکم صادر کنم. کاری که خیلی ها در اطراف ما می کنند. انسان هایی را تا مقامات فوق العاده باور میکنند و او را سمبل هر حرکت خود در امروز و فردایشان می دانند. نئونازی ها اینچنین اند در مقابل هیتلر. ملی مذهبی ها اینچنین اند در مقابل مصدق و مثال هایی بسیار. برخی دیگر انسان های تاریخ را به خاطر اقداماتشان محکوم میکنند. در قضیه تنباکو میرزای شیرازی علیه توافقنامه مقاومت کرد و میرزای بهبهانی یکی از سه مجتهد بزرگ تهران از آن حمایت کرد. چه کسی حرکت درستی کرد و چه کسی اشتباه. شاید بچه های راهنمایی امروزی هم به راحتی پاسخ را بدهند که حق با میرزای شیرازی بود. چرا چون حق بهره برداری از بازار تنباکوی ایران به یک یهودی واگذار می شد. این که با در دست گرفتن بازار تنباکو چه آسیبی به تجار داخلی تنباکو می رسید چه آسیبی به کشاورزان و توزیع کنندگان و مصرف کنندگان تنباکو می رسید. همه این ها قابل بررسی است. اما قسمت جالب ماجرا این است که خیلی ها در آن دوره به صرف واگذاری این امتیاز به یک یهودی اعتراض میکردند. دانش بیشتر مردم از آنچه که در اطرافشان می گذشت بسیار سطحی و ناچیز بود. متن توافق ها بعضا به صورت محرمانه نگاشته می شد. و نکات قوت و ضعف آن بعضا در ده ، بیست سال اخیر با بررسی اسناد منتشره دولت بریتانیا کشف شده است. برخی از متن ها حتی تا قبل از نگاشته شدن کتاب دکتر یرواند آبراهامیان به نام ایران بین دو انقلاب محرمانه تلقی میشد و بخش های ذکر نشده در کتاب همچنان برای عموم غیر قابل دسترس است. به طوری که خود دکتر آبراهامیان اظهار امید می کند که با انتشار اسناد محرمانه روسیه تزاری و نیز جماهیر متحده شوروی ابعاد جدیدی از تاریخ ایران هویدا شود. فلذا نمی توان انتظار داشت مردمی که حتی سواد خواندن اطلاعیه های رسمی حکومت را نیز نداشتند از نقاط قوت و ضعف توافقنامه ها با خبر باشند و بخواهند له یا علیه آن جبهه بگیرند.
این مهم حتی امروزه نیز جدی گرفته نمی شود به طوری که مخالفان و موافقان سرسخت برجام هم اغلب هرگز متن برجام را از نزدیک ندیده اند. هر چند وجود رسانه های تحلیل گر که برای مثال برجام را می خواند و نقاط خاص و مفید آن را به اصطلاح هایلایت می کند کمی از عمق مشکل نخواندن و ندانستن تاریخ امروز می کاهد اما وقتی نقشی مشابه در دوره های ناصری و بعد از آن برای روشنفکران و روحانیون قائل شوید حتما باید ضریب خطای آن ها را نیز در نظر بگیرید.
پدیده ای که خواه ناخواه در تاریخ وجود دارد و من برای آن از اصطلاح سایه ی ابدی استفاده میکنم اتفاقی است که در زندگی اکثر رجال تاریخ می افتد و آن ها را به آیندگان می شناساند. برای مثال هیتلر با آلمان نازی و دوره رایش سوم شناخته می شود در حالی که این مدت دوره کوتاهی از زندگی هیتلر به شمار می رود و قسمت اعظم آن هیتلر جوان ، هیتلر سرباز، هیتلر حزبی، هیتلر سخنران و هیتلر به عنوان نفر دوم آلمان به ندرت مورد توجه افراد قرار می گیرد.
بسته به خوب یا بد بودن سایه ابدی افراد بقیه زندگی اش تحت تاثیر قرار میگیرد و این اجحاف هم به خود شخص محسوب می شود و هم اجحاف به کسانی که به دنبال درس های تاریخ اند. چنگیز خان را فردی خون خوار ترسیم کرده ایم که همواره به این سوی و آن سوی حمله میکرده و جوی خون به راه می انداخته. البته این قابل انکار نیست که سربازان وی چنین کاری کرده اند اما کمتر بررسی تاریخی در مورد هوش نظامی وی انجام شده. حمله و عبور از دیوار چین مساله ای نیست که قصاوت قلب بتواند راهی برای آن بیابد بلکه یک هوش نظامی قویست که  پشت این چهره خشن امور را تدبیر می کند.
قاضی و وکیل تاریخ خان خوبی نمیشوند قضات همواره به دنبال اینند که تاریخ را قضاوت کنند چنگیز را به صندلی محاکمه بنشانند و از جوی های خون به راه انداخته از او بازجویی کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کشتن دشمنان در فرهنگ قبیله ای ترک ها و مغول های صحرا نشین یک فضیلت محسوب می شده و این قاضی اگر چند صد سال زود تر در خاور دور زاده می شد چنگیز را نه تنها محق بلکه یک ابر قهرمان جنگی می دانست که توانسته دشمنان ابدی را شکست دهد.
مطالعه تاریخ با دید وکلا نیز مناسب حال نیست. وکیل یک ثمره خاص از جناح را می گیرد و عقبه ی آن در طول تاریخ را محق می داند و دشمنانش را باطل می شمارد. برای مثال با رشد فرهنگ دموکراسی لیبرال در جوامع کنونی یک علاقمند به لیبرال تاریخ معاصر ایران را بر می دارد و هر چه دموکرات و لیبرال و سکولار در ایران بوده را می ستاید و جبهه های محافظه کار و حامی دربار را در هر کجای کار لعن و نفرین می گوید. باز مساله همان است. تاریخ را باید در بسترش خواند. مثلا در برهه ای انقلابیون شیخی مشروطه به سنگر اعتدالیون می پیوندند و پس از درگیری های داخلی بین مشروطه چی ها و نیز برخی گروه های سوم مانند ایلات بختیاری ستار خان سلاحش را تحویل نمی دهد و ترجیح می دهد گروه کوچک خود را مسلح نگه دارد و در نهایت در همین درگیری ها زخمی و کشته می شود. شاید اگر به دستور حاکم نظامی تهران همه ی اسلحه ها از همه گروه ها جمع آوری می شد مسیر تاریخ به گونه ای دیگر نگاشته می شد. امروزه ستارخان به عنوان یک آزادی خواه و یک شخصیت ملی مطرح است اما آن روز ها تصمیم های سختی برای مشروطه چی ها بود که با دولت مرکزی همکاری کنند یا نه مشروطه به انحراف رفته یا نه؟ دموکرات های لیبرال مشروطه چی های حقیقی تری اند یا اعتدالیون مذهبی؟ هر دو جبهه در مجلس سوم مهره های ارزشمندی از مشروطه خواهان را در خود جای داده بود پس به این راحتی نمیتوان حق را به ستار خان داد و تاریخ را به این سادگی مینیمالیزه کرد. 

یا وقتی سپهسالار پیشنهاد جمهوری شدن ایران را می دهد و مدرس به شدت با آن مخالفت می کند و جمهوری را بدعت دانسته، میگوید اگر یک شاه عادل روی کار آید از او حمایت می کنم نمی توان این سخن او را با ملاک انقلاب 57 سنجید. در سنجه انقلابیون 57 احتمالا این سخن مدرس جزایش اعدام بود.

 یا اعتراض امام خمینی به رای زنان در برهه ای(1342) و حمایت از رای زنان در برهه دیگر(بعد از انقلاب) نتایج یکسانی به دنبال نمی داشت. چرا که وی معتقد بود رای برای زنان قطعه ای از پازل بزرگتر است که از سوی امپریالیسم غرب برای استعمار نوین ایران و ضدیت با اسلام انجام شده است. اما سال ها بعد وقتی خود رهبر ایران شد اولا بر چیدن این سیستم به صلاح و صرفه نبوده و ثانیا می توانسته مورد حسن استفاده قرار گیرد.
در نهایت این که تاریخ را باید با دید یک تاریخ دان خواند و برسی نمود. اشتباهات افراد و نقاط مثبت هر فرد کنار هم مطالعه کرد. آموخته ام که آدم های خاکستری تاریخ بسیار بیشتر از آدم های سیاه و سفید آن هستند و آموخته ام هر تصمیمی که هر شخصی در طول تاریخ گرفته اگر بخواهم در باره اش نظری بدهم باید تمام شرایط آن دوره از جمله اطرافیان، تهدید ها و تحدید ها، پذیرش عامه جامعه و میزان نوین و پیشرو بودن آن تصمیم را در نظر بگیرم آنگاه بگویم او چگونه تصمیمی گرفت.

  • سعید اصلانی
۰۷
بهمن

جامعه مدنی روایتگر فعالیت های قشری پیرامون گسترش و حفاظت از دموکراسی است که نوین ترین شیوه ی حکومتی برای احقاق حقوق همه اقشار جامعه معرفی می شود. کاظم علمداری معتقد است که دموکراسی هر چند پر از مشکل اما بهترین در میان بد هاست. دموکراسی مورد نظر وی که در این کتاب شرح داده شده بر روی پایه هایی از لیبرالیسم و سکولاریسم و همچنین کاپیتالیسم استوار است. بطوریکه در جای جای کتاب میخانیم سرمایه داری ضرورت دموکراسی است اما هر سرمایه داری دموکراسی نیست سکولاریسم لازمه ی دموکراسی است اما هر سکولاریسمی دموکراسی نیست. یکی از نقاط قوت کتاب نو بودن مطالب آن است بطوریکه در آن بطور متناوب مثال هایی از مصر پس از انقلاب و کودتای نظامیان همینطور شرایط حال منطقه ای خاور میانه و ایران پس از سال 88 را شاهدیم. این کتاب با شیوه کتاب های آموزشی از طرف انتشارات توانا  که خود را توسعه دهنده فعالیت های مدنی در ایران می داند منتشر شده است.

یاد دارم که یکی از دموکراسی خواهان در یک یاز تلوزیون های فارسی ماهواره ای معتقد بود علاقه مندی به دیکتاتور ها که در میان ایرانیان شایع است یک بیماریست. او نوک پیکان را به سمت سلطنت طلبان می گیرد و خواستار ایجاد جامعه ای دموکرات در ایران است ولی من همچنان پیرو مطالبی که در گذشته گفته بودم هنوز هم دیکتاتوری های قدرتمند را برتر از دموکراسی های ضعیف میبینم. دیکتاتوری قدرتمند اگر بتواند اتوریته خود را در عرصه های داخلی و خارجی بروز دهد باعث افتخار شهروندان خود خواهد بود. پیچیدن نسخه های مشابه برای همه مردم دنیا نه کاری صحیح به نظر می رسد و نه پاسخگویی عملی نشان خواهد داد. دموکراسی یکی از نسبی ترین شیوه های حکومتیست که در جهان اجرا شده و شاید در تئوری بسیار قدرتمند نشان دهد اما در عمل می بینیم که نه کشور های جدا شده از شوروی سابق و نه جمهوری های استقلال یافته ی آفریقا و آمریکای جنوبی هیچکدام به حد مطلوب از اهداف دموکراسی دست نیافته اند. و در واقع فرمول نامرئی در اروپا و آمریکای شمالی که از مهاجران اروپایی تشکیل یافته تنها محدوده های جغرافیایی بوده که موفق به تشکیل سیستم های موفق دموکراتیک شده اند. حتی کشوری مثل کره ی جنوبی هم با کمک های مستمر سیستم نظام دولتی ایالات متحده توانست جمهوری موفق کره ی جنوبی را شکل دهد وگرنه قرینه معنوی کره  در کره ی شمالی نشان می دهد که این سیستم در تکامل دچار چه نوع قدرت هایی می شود. ایراد هایی هم که به سیستم های سرمایه داری گرفته می شود به نظام دموکراسی وارد است چرا که لازم و ملزوم همدیگرند.

هدف از نگارش این مطالب دفاع از سیستم های ایزوله و تقبیح دموکراسی نیست اما نگاهی واقع گرایانه و پراگماتیستی به خود مقوله ی دموکراسی بسیار ضروری می نماید.

البت ههه تلاش جوامع مدنی و به طور ریز تر فعالین مدنی در راستای تلاش برای دموکراسی به معنای غربی آن نیست. مقابله با تمامیت خواهی ظلم و حفظ حقوق شهروندی از مطالبات جوامع مدنیست که در تحت سیطره ی هر حکومتی ممکن شود مطلوب است.

کاظم علمداری دیدگاهی نسبتا جامع در این کتاب داشته و سعی کرده نقاط زیر و بم جامعه ی مدنی برداشت های متفاوت و نیز کم و کاست های آن را به تصویر بکشد که به هر حال برای کسانی که قصد زندگی در محیط شهروندی و جامعه ای مدنی دارد مطالعه آن ضروری می نماید.

  • سین الف
۰۳
بهمن
I know the power to say no is a essential need to live in a busy society. but I cant do it. I lost my dialectic power and my body is ready to finish everything with accept the responsibility of it.
 I think I have to change myself.
A friend want to be with you this afternoon and you didn't do your works. its easy, say no.
University wants you to design a new poster and you have a hard exam next week. don't think say no.
even your PC wants you to check the Instagram twitter FB etc.
and you are going to go to master. you should to say no if you want tomorrows 
and don't forgot; The Time is Gold.
  • سعید اصلانی
۰۲
بهمن


از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم
آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار
مثل مولانا و حافظ ابیات غزل های دکتر فاضل نظری در عین وزن عالی گذری نسبی به عالم نسبیت دارد. فاضل یک نخبه ی غزل سراست که زندگی را می سراید یک زندگی مخلوطی از عشق و مذهب و منطق و حیرانی بین این قوا
آنقدر حیرانی بین این قوا عمیق و توفیق ما از هر کدام نسبیست که گویی خود را هیچ کدام نمیبینیم و نه تنها خود را هیچکدام نمیبینیم بلکه دقیق که مینگریم آن را ضد خود میبینیم. توصیف فاضل از این خود این گونه است:«من ضدی دارم/ آن‌قدر فریب‌کار که آن را/ «خود»پنداشته‌ام/ حالا/ من از خود برای تو شکایت آورده‌ام»
توصیف نوستر آداموس گونه ی فاضل از ضدش هم زیباست و هم سحر آلود. و این شرح خلاصه ایست بر هر آنچه که او سروده زیباست و رمز آلود زیباست و سحر آمیز زیباست و دارای جریان. 
آثار فاضل را بین کار هایم به عنوان جایزه برای خودم تعیین میکنم یکی فاضل نظری و دیگری فریدون مشیری که شعر هایشان حکم شکلات وسط کتاب درسی را دارد.
خلاصه کنم که این کتاب را باید خواند



  • سین الف
۲۷
دی

سالگرد شهادت سید مصطفی امسال هم آمد و گذشت و من هنوز در حسرت یک دیدار مجدد ... شاید...
مطلب زیبایی به قلم سید رضا مختاری برادر شهید بزرگوارم سید مصطفی مختاری در مورد این شهید نگاشته شده و من اونو از سایت طبشن برداشتم. پارسال آقای مختاری یک کامنتی در وبلاگ گذاشته بودن که کامنتشون رو یادگاری نگه داشتم اما نمیدونستم چه نسبتی با سید من دارن امسال فهمیدم که اخوی ایشون هستن به هر حال واسشون آرزوی توفیق دارم. دعوت میکنم متن موجود در ادامه مطلب رو بخونید یا حد اقل اون قسمتی که مربوط به تفحص شهید هست رو حتما بخونید. 
ان شاء الله امسال نیت میکنم دعوت شم برم سر قرار
هویزه یادمان شهدا آرامگاه ابدی پیگر مطهر شهید بزرگوار سید مصطفی مختاری
به تبرک شهید مختاری اسم نشریه جدیدمون رو اخلاص می زاریم و در شماره اولش حتما یه مطلب ویژه در مورد گروه اخلاص داریم.
التماس دعا

  • سین الف
۱۹
دی


آیت الله هاشمی رفسنجانی شاید پر تنش ترین چهره انقلاب باشد. از لبه های پرتگاه های خودی و غیر خودی ها بگیر تا عامل ثبات شدن کاندیداتوری اش در انتخابات 92، از نقش تعیین کننده اش در انتخاب رهبری تا نماز جمعه معروف خرداد 88 و از رد صلاحیت شدنش تا ریاست عالی ترین مجمع نظام.
نمیدانم تاریخ چگونه زندگی این مرد را خواهد نگاشت مردی که دایه انقلاب بود
موقوفه ی انقلاب بود
عالیجناب سرخ پوش / گنیجینه اسرار نظام/ امیر کبیر زمان سردار سازندگی/ حاج آقا خاطره ...

هر چه که بود
اما من او را اینگونه می شناسم. مردی که سیاست را کیاست میکرد.
من او را این گونه می شناختم:
"ظلم است ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم... فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندانمون که هستند آینده که هست ایران که هست ستون های فردا را باید امروز بنا کنیم فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را امروز شروع کنیم. همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دست هایی توانا تر این امانت را از ما تحویل بگیرند و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم..."
من او را مردی میشناختم که بقول عزیزی ایران و مردم ایران و این انقلاب و این نظام مانند مردمک چشمش بود. پس تا آخرین لحظه حیاتش از مواضعش کوتاه نیامد و بازنشسته نشد و در کناری ننشست...
من او را برای همیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی رضوان الله تعالی علیه می شناسم.

  • سین الف