زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۱۷
بهمن

سوالی که مدت هاست ذهنم را مشغول کرده این است که تاریخ را قضاوت کنم یا نه؟ گروهی را محکوم کنم. گروهی را محق بدانم و با معیار های امروزی برایشان حکم صادر کنم. کاری که خیلی ها در اطراف ما می کنند. انسان هایی را تا مقامات فوق العاده باور میکنند و او را سمبل هر حرکت خود در امروز و فردایشان می دانند. نئونازی ها اینچنین اند در مقابل هیتلر. ملی مذهبی ها اینچنین اند در مقابل مصدق و مثال هایی بسیار. برخی دیگر انسان های تاریخ را به خاطر اقداماتشان محکوم میکنند. در قضیه تنباکو میرزای شیرازی علیه توافقنامه مقاومت کرد و میرزای بهبهانی یکی از سه مجتهد بزرگ تهران از آن حمایت کرد. چه کسی حرکت درستی کرد و چه کسی اشتباه. شاید بچه های راهنمایی امروزی هم به راحتی پاسخ را بدهند که حق با میرزای شیرازی بود. چرا چون حق بهره برداری از بازار تنباکوی ایران به یک یهودی واگذار می شد. این که با در دست گرفتن بازار تنباکو چه آسیبی به تجار داخلی تنباکو می رسید چه آسیبی به کشاورزان و توزیع کنندگان و مصرف کنندگان تنباکو می رسید. همه این ها قابل بررسی است. اما قسمت جالب ماجرا این است که خیلی ها در آن دوره به صرف واگذاری این امتیاز به یک یهودی اعتراض میکردند. دانش بیشتر مردم از آنچه که در اطرافشان می گذشت بسیار سطحی و ناچیز بود. متن توافق ها بعضا به صورت محرمانه نگاشته می شد. و نکات قوت و ضعف آن بعضا در ده ، بیست سال اخیر با بررسی اسناد منتشره دولت بریتانیا کشف شده است. برخی از متن ها حتی تا قبل از نگاشته شدن کتاب دکتر یرواند آبراهامیان به نام ایران بین دو انقلاب محرمانه تلقی میشد و بخش های ذکر نشده در کتاب همچنان برای عموم غیر قابل دسترس است. به طوری که خود دکتر آبراهامیان اظهار امید می کند که با انتشار اسناد محرمانه روسیه تزاری و نیز جماهیر متحده شوروی ابعاد جدیدی از تاریخ ایران هویدا شود. فلذا نمی توان انتظار داشت مردمی که حتی سواد خواندن اطلاعیه های رسمی حکومت را نیز نداشتند از نقاط قوت و ضعف توافقنامه ها با خبر باشند و بخواهند له یا علیه آن جبهه بگیرند.
این مهم حتی امروزه نیز جدی گرفته نمی شود به طوری که مخالفان و موافقان سرسخت برجام هم اغلب هرگز متن برجام را از نزدیک ندیده اند. هر چند وجود رسانه های تحلیل گر که برای مثال برجام را می خواند و نقاط خاص و مفید آن را به اصطلاح هایلایت می کند کمی از عمق مشکل نخواندن و ندانستن تاریخ امروز می کاهد اما وقتی نقشی مشابه در دوره های ناصری و بعد از آن برای روشنفکران و روحانیون قائل شوید حتما باید ضریب خطای آن ها را نیز در نظر بگیرید.
پدیده ای که خواه ناخواه در تاریخ وجود دارد و من برای آن از اصطلاح سایه ی ابدی استفاده میکنم اتفاقی است که در زندگی اکثر رجال تاریخ می افتد و آن ها را به آیندگان می شناساند. برای مثال هیتلر با آلمان نازی و دوره رایش سوم شناخته می شود در حالی که این مدت دوره کوتاهی از زندگی هیتلر به شمار می رود و قسمت اعظم آن هیتلر جوان ، هیتلر سرباز، هیتلر حزبی، هیتلر سخنران و هیتلر به عنوان نفر دوم آلمان به ندرت مورد توجه افراد قرار می گیرد.
بسته به خوب یا بد بودن سایه ابدی افراد بقیه زندگی اش تحت تاثیر قرار میگیرد و این اجحاف هم به خود شخص محسوب می شود و هم اجحاف به کسانی که به دنبال درس های تاریخ اند. چنگیز خان را فردی خون خوار ترسیم کرده ایم که همواره به این سوی و آن سوی حمله میکرده و جوی خون به راه می انداخته. البته این قابل انکار نیست که سربازان وی چنین کاری کرده اند اما کمتر بررسی تاریخی در مورد هوش نظامی وی انجام شده. حمله و عبور از دیوار چین مساله ای نیست که قصاوت قلب بتواند راهی برای آن بیابد بلکه یک هوش نظامی قویست که  پشت این چهره خشن امور را تدبیر می کند.
قاضی و وکیل تاریخ خان خوبی نمیشوند قضات همواره به دنبال اینند که تاریخ را قضاوت کنند چنگیز را به صندلی محاکمه بنشانند و از جوی های خون به راه انداخته از او بازجویی کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کشتن دشمنان در فرهنگ قبیله ای ترک ها و مغول های صحرا نشین یک فضیلت محسوب می شده و این قاضی اگر چند صد سال زود تر در خاور دور زاده می شد چنگیز را نه تنها محق بلکه یک ابر قهرمان جنگی می دانست که توانسته دشمنان ابدی را شکست دهد.
مطالعه تاریخ با دید وکلا نیز مناسب حال نیست. وکیل یک ثمره خاص از جناح را می گیرد و عقبه ی آن در طول تاریخ را محق می داند و دشمنانش را باطل می شمارد. برای مثال با رشد فرهنگ دموکراسی لیبرال در جوامع کنونی یک علاقمند به لیبرال تاریخ معاصر ایران را بر می دارد و هر چه دموکرات و لیبرال و سکولار در ایران بوده را می ستاید و جبهه های محافظه کار و حامی دربار را در هر کجای کار لعن و نفرین می گوید. باز مساله همان است. تاریخ را باید در بسترش خواند. مثلا در برهه ای انقلابیون شیخی مشروطه به سنگر اعتدالیون می پیوندند و پس از درگیری های داخلی بین مشروطه چی ها و نیز برخی گروه های سوم مانند ایلات بختیاری ستار خان سلاحش را تحویل نمی دهد و ترجیح می دهد گروه کوچک خود را مسلح نگه دارد و در نهایت در همین درگیری ها زخمی و کشته می شود. شاید اگر به دستور حاکم نظامی تهران همه ی اسلحه ها از همه گروه ها جمع آوری می شد مسیر تاریخ به گونه ای دیگر نگاشته می شد. امروزه ستارخان به عنوان یک آزادی خواه و یک شخصیت ملی مطرح است اما آن روز ها تصمیم های سختی برای مشروطه چی ها بود که با دولت مرکزی همکاری کنند یا نه مشروطه به انحراف رفته یا نه؟ دموکرات های لیبرال مشروطه چی های حقیقی تری اند یا اعتدالیون مذهبی؟ هر دو جبهه در مجلس سوم مهره های ارزشمندی از مشروطه خواهان را در خود جای داده بود پس به این راحتی نمیتوان حق را به ستار خان داد و تاریخ را به این سادگی مینیمالیزه کرد. 

یا وقتی سپهسالار پیشنهاد جمهوری شدن ایران را می دهد و مدرس به شدت با آن مخالفت می کند و جمهوری را بدعت دانسته، میگوید اگر یک شاه عادل روی کار آید از او حمایت می کنم نمی توان این سخن او را با ملاک انقلاب 57 سنجید. در سنجه انقلابیون 57 احتمالا این سخن مدرس جزایش اعدام بود.

 یا اعتراض امام خمینی به رای زنان در برهه ای(1342) و حمایت از رای زنان در برهه دیگر(بعد از انقلاب) نتایج یکسانی به دنبال نمی داشت. چرا که وی معتقد بود رای برای زنان قطعه ای از پازل بزرگتر است که از سوی امپریالیسم غرب برای استعمار نوین ایران و ضدیت با اسلام انجام شده است. اما سال ها بعد وقتی خود رهبر ایران شد اولا بر چیدن این سیستم به صلاح و صرفه نبوده و ثانیا می توانسته مورد حسن استفاده قرار گیرد.
در نهایت این که تاریخ را باید با دید یک تاریخ دان خواند و برسی نمود. اشتباهات افراد و نقاط مثبت هر فرد کنار هم مطالعه کرد. آموخته ام که آدم های خاکستری تاریخ بسیار بیشتر از آدم های سیاه و سفید آن هستند و آموخته ام هر تصمیمی که هر شخصی در طول تاریخ گرفته اگر بخواهم در باره اش نظری بدهم باید تمام شرایط آن دوره از جمله اطرافیان، تهدید ها و تحدید ها، پذیرش عامه جامعه و میزان نوین و پیشرو بودن آن تصمیم را در نظر بگیرم آنگاه بگویم او چگونه تصمیمی گرفت.

  • سعید اصلانی
۰۷
بهمن

جامعه مدنی روایتگر فعالیت های قشری پیرامون گسترش و حفاظت از دموکراسی است که نوین ترین شیوه ی حکومتی برای احقاق حقوق همه اقشار جامعه معرفی می شود. کاظم علمداری معتقد است که دموکراسی هر چند پر از مشکل اما بهترین در میان بد هاست. دموکراسی مورد نظر وی که در این کتاب شرح داده شده بر روی پایه هایی از لیبرالیسم و سکولاریسم و همچنین کاپیتالیسم استوار است. بطوریکه در جای جای کتاب میخانیم سرمایه داری ضرورت دموکراسی است اما هر سرمایه داری دموکراسی نیست سکولاریسم لازمه ی دموکراسی است اما هر سکولاریسمی دموکراسی نیست. یکی از نقاط قوت کتاب نو بودن مطالب آن است بطوریکه در آن بطور متناوب مثال هایی از مصر پس از انقلاب و کودتای نظامیان همینطور شرایط حال منطقه ای خاور میانه و ایران پس از سال 88 را شاهدیم. این کتاب با شیوه کتاب های آموزشی از طرف انتشارات توانا  که خود را توسعه دهنده فعالیت های مدنی در ایران می داند منتشر شده است.

یاد دارم که یکی از دموکراسی خواهان در یک یاز تلوزیون های فارسی ماهواره ای معتقد بود علاقه مندی به دیکتاتور ها که در میان ایرانیان شایع است یک بیماریست. او نوک پیکان را به سمت سلطنت طلبان می گیرد و خواستار ایجاد جامعه ای دموکرات در ایران است ولی من همچنان پیرو مطالبی که در گذشته گفته بودم هنوز هم دیکتاتوری های قدرتمند را برتر از دموکراسی های ضعیف میبینم. دیکتاتوری قدرتمند اگر بتواند اتوریته خود را در عرصه های داخلی و خارجی بروز دهد باعث افتخار شهروندان خود خواهد بود. پیچیدن نسخه های مشابه برای همه مردم دنیا نه کاری صحیح به نظر می رسد و نه پاسخگویی عملی نشان خواهد داد. دموکراسی یکی از نسبی ترین شیوه های حکومتیست که در جهان اجرا شده و شاید در تئوری بسیار قدرتمند نشان دهد اما در عمل می بینیم که نه کشور های جدا شده از شوروی سابق و نه جمهوری های استقلال یافته ی آفریقا و آمریکای جنوبی هیچکدام به حد مطلوب از اهداف دموکراسی دست نیافته اند. و در واقع فرمول نامرئی در اروپا و آمریکای شمالی که از مهاجران اروپایی تشکیل یافته تنها محدوده های جغرافیایی بوده که موفق به تشکیل سیستم های موفق دموکراتیک شده اند. حتی کشوری مثل کره ی جنوبی هم با کمک های مستمر سیستم نظام دولتی ایالات متحده توانست جمهوری موفق کره ی جنوبی را شکل دهد وگرنه قرینه معنوی کره  در کره ی شمالی نشان می دهد که این سیستم در تکامل دچار چه نوع قدرت هایی می شود. ایراد هایی هم که به سیستم های سرمایه داری گرفته می شود به نظام دموکراسی وارد است چرا که لازم و ملزوم همدیگرند.

هدف از نگارش این مطالب دفاع از سیستم های ایزوله و تقبیح دموکراسی نیست اما نگاهی واقع گرایانه و پراگماتیستی به خود مقوله ی دموکراسی بسیار ضروری می نماید.

البت ههه تلاش جوامع مدنی و به طور ریز تر فعالین مدنی در راستای تلاش برای دموکراسی به معنای غربی آن نیست. مقابله با تمامیت خواهی ظلم و حفظ حقوق شهروندی از مطالبات جوامع مدنیست که در تحت سیطره ی هر حکومتی ممکن شود مطلوب است.

کاظم علمداری دیدگاهی نسبتا جامع در این کتاب داشته و سعی کرده نقاط زیر و بم جامعه ی مدنی برداشت های متفاوت و نیز کم و کاست های آن را به تصویر بکشد که به هر حال برای کسانی که قصد زندگی در محیط شهروندی و جامعه ای مدنی دارد مطالعه آن ضروری می نماید.

  • سین الف
۰۳
بهمن
I know the power to say no is a essential need to live in a busy society. but I cant do it. I lost my dialectic power and my body is ready to finish everything with accept the responsibility of it.
 I think I have to change myself.
A friend want to be with you this afternoon and you didn't do your works. its easy, say no.
University wants you to design a new poster and you have a hard exam next week. don't think say no.
even your PC wants you to check the Instagram twitter FB etc.
and you are going to go to master. you should to say no if you want tomorrows 
and don't forgot; The Time is Gold.
  • سعید اصلانی
۰۲
بهمن


از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم
آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار
مثل مولانا و حافظ ابیات غزل های دکتر فاضل نظری در عین وزن عالی گذری نسبی به عالم نسبیت دارد. فاضل یک نخبه ی غزل سراست که زندگی را می سراید یک زندگی مخلوطی از عشق و مذهب و منطق و حیرانی بین این قوا
آنقدر حیرانی بین این قوا عمیق و توفیق ما از هر کدام نسبیست که گویی خود را هیچ کدام نمیبینیم و نه تنها خود را هیچکدام نمیبینیم بلکه دقیق که مینگریم آن را ضد خود میبینیم. توصیف فاضل از این خود این گونه است:«من ضدی دارم/ آن‌قدر فریب‌کار که آن را/ «خود»پنداشته‌ام/ حالا/ من از خود برای تو شکایت آورده‌ام»
توصیف نوستر آداموس گونه ی فاضل از ضدش هم زیباست و هم سحر آلود. و این شرح خلاصه ایست بر هر آنچه که او سروده زیباست و رمز آلود زیباست و سحر آمیز زیباست و دارای جریان. 
آثار فاضل را بین کار هایم به عنوان جایزه برای خودم تعیین میکنم یکی فاضل نظری و دیگری فریدون مشیری که شعر هایشان حکم شکلات وسط کتاب درسی را دارد.
خلاصه کنم که این کتاب را باید خواند



  • سین الف
۲۷
دی

سالگرد شهادت سید مصطفی امسال هم آمد و گذشت و من هنوز در حسرت یک دیدار مجدد ... شاید...
مطلب زیبایی به قلم سید رضا مختاری برادر شهید بزرگوارم سید مصطفی مختاری در مورد این شهید نگاشته شده و من اونو از سایت طبشن برداشتم. پارسال آقای مختاری یک کامنتی در وبلاگ گذاشته بودن که کامنتشون رو یادگاری نگه داشتم اما نمیدونستم چه نسبتی با سید من دارن امسال فهمیدم که اخوی ایشون هستن به هر حال واسشون آرزوی توفیق دارم. دعوت میکنم متن موجود در ادامه مطلب رو بخونید یا حد اقل اون قسمتی که مربوط به تفحص شهید هست رو حتما بخونید. 
ان شاء الله امسال نیت میکنم دعوت شم برم سر قرار
هویزه یادمان شهدا آرامگاه ابدی پیگر مطهر شهید بزرگوار سید مصطفی مختاری
به تبرک شهید مختاری اسم نشریه جدیدمون رو اخلاص می زاریم و در شماره اولش حتما یه مطلب ویژه در مورد گروه اخلاص داریم.
التماس دعا

  • سین الف
۱۹
دی


آیت الله هاشمی رفسنجانی شاید پر تنش ترین چهره انقلاب باشد. از لبه های پرتگاه های خودی و غیر خودی ها بگیر تا عامل ثبات شدن کاندیداتوری اش در انتخابات 92، از نقش تعیین کننده اش در انتخاب رهبری تا نماز جمعه معروف خرداد 88 و از رد صلاحیت شدنش تا ریاست عالی ترین مجمع نظام.
نمیدانم تاریخ چگونه زندگی این مرد را خواهد نگاشت مردی که دایه انقلاب بود
موقوفه ی انقلاب بود
عالیجناب سرخ پوش / گنیجینه اسرار نظام/ امیر کبیر زمان سردار سازندگی/ حاج آقا خاطره ...

هر چه که بود
اما من او را اینگونه می شناسم. مردی که سیاست را کیاست میکرد.
من او را این گونه می شناختم:
"ظلم است ظلم بزرگی است اگر به فردای این کشور فکر نکنیم... فردا ممکن است ما نباشیم ولی فرزندانمون که هستند آینده که هست ایران که هست ستون های فردا را باید امروز بنا کنیم فردا دنیا شتابی دارد که باید آهنگ آن را امروز شروع کنیم. همیشه آرزو و امید داشتم در زمان حیاتم ببینم که دست هایی توانا تر این امانت را از ما تحویل بگیرند و ما بنشینیم و ببینیم و خدا را و مردم را شکر کنیم..."
من او را مردی میشناختم که بقول عزیزی ایران و مردم ایران و این انقلاب و این نظام مانند مردمک چشمش بود. پس تا آخرین لحظه حیاتش از مواضعش کوتاه نیامد و بازنشسته نشد و در کناری ننشست...
من او را برای همیشه آیت الله هاشمی رفسنجانی رضوان الله تعالی علیه می شناسم.

  • سین الف
۱۳
دی

شناسنامه:

مبانی علم سیاست

دکتر محمد رضا حاتمی دکتر محمد لعل علیزاده

انتشارات پیام نور


کتاب را در محدوده زمانی نسبتا طولانی (نزدیک به یک سال) مطالعه کردم و این شاید یکی از دلایلی است که در انتهای کتاب به مشکل عدم همبستگی مطالب و سخت شدن دریافت مفاهیم برخورد کردم. به هر حال با توجه به مبانی بودن کتاب و چاپ آن در قالب کتاب های آموزشی پیام نور غیر ممکن است که شما مطلبی را در آن یاد نگرفته باشید.

مبانی علم سیاست به خودی خودی عنوانی مورد بحث است چرا که عده ای از اصل منکر علم بودن دانش های انسانی مانند سیاست هستند. و این یکی از نخستین سوال هاییست که با شروع به مطالعه کتاب به آن برخورد می کنید سوال ها رفته رفته پیچیده تر میشود و کتاب ها هر چه کمتر ایدئولوژیک زده باشند راحت تر می توانند سوال های بعدی را حلاجی کرده نقد و برسی نمایند. اشکال بنیادین نظام های سیاسی رابطه دولت و ملت و نیز چهره های دولت حقوق و نظریات پیرامون آن شاکله کتاب را شکل میدهند.

در علوم تجربی وقتی دانشمندان به اختلاف بر می خورند معملا با اجماع و برسی برخی نظرات هر چند که نسبتا درست هم باشند به حاشیه رانده می شوند. در علوم سیاسی اما نظریاتی منحصر به فرد و دارای نقاط قوت و ضعف هر چند که سال ها بعد مورد نقد عامه قرار گیرد می تواند رژیم های قدرتمندی مانند نازی های آلمان و کمونیست های شوروی را به وجود آورند. فلذا تئوری در علوم سیاسی کمی خطرناکتر از تئوری در سایر علوم است.

مطالعه اجمالی کتاب برای علاقه مندان پیشنهاد می شود.

  • سین الف
۱۱
دی
ّFinished 2016 anymore. Good or bad , Sweetly or sadly. That wasn't bad to me. I test my chance in political science and I hope to be better in next master entrance exam. I had several travel with my friends to Tehran and I learned a lot of things there last summer. We changed our house this year and I finished my undergraduate classes. I lost my friends Ali Faridi, Mehdi Shojaee, Habib Pahlevani etc. because they finished BA. Anyway .
in the world but I don't think it was better than 2015. Terrorism started hidden world war III against peace and happiness.
Plane Crashs, bomb explosion, Crazy terrorists behind the wheel of trucks, Charlie Hebdo, Battle of Aleppo, Mosul War, Boko Haram, Taliban, ISIS ISIS ISIS...
cutting the heads, Burning alive, And more bitter than all, crime in God name
I really wish to have a more peaceful year in 2017...
at the end I want to mention all of who death this year under terrorism shadow and I don't know their names. and mention some of people that I knew. look at their pics and mention people that I forgot their.

Alan Rickman
my favorite magic teacher professor Snap(RIP)

Abbas Kia Rostami
Where is the friend's home?

Muhammad Ali Clay
meaning of hero


Davoud Rashidi
Iran less a part of art
  • سین الف
۰۱
دی
بر خلاف دوستم که امروز میگفت عجب کارگردان قدری دارد این بلبشوی خاورمیانه من معتقدم عوامل صحنه ی زیادی مشغول به کارند اما قریب به اتفاقشان نمیدانند برای چه فیلمی دارند نقش بازی میکنند. این فیلم اتفاقا از بی کارگردانی محض درد می برد هر بازیگر هر جای تئاتر که ایستاده به ناگاه حرکتی می زند که آدم از دیدنش حیران می ماند. اتفاقا هر نخودی که در این شربا در حال جوشیدن است احساس میکند کارگردانی کل آبگوشت بر عهده ی اوست. این وسط یک عده هم گیر داده اند که حلب با مذاکره آزاد نشد با مقاومت آزاد شد. آقا شما راست میگویید پس لابد مذاکرات آمریکا روسیه و همینطور مثلث ایران روسیه ترکیه در هفته های گذشته جهت تعیین محل پهن کردن بساط در روز سیزده بدر بود.
در دنیای نسبیت ها جنگ ها حق و باطل نیستند. و جنایتکار ها نسبی اند. یک طرف اقوامی وحشی و بدوی که پوست کودک را جلو والدینش میکنند. آن طرف هم اقوام وحشی متمدن که با هواپیما های پیشرفته خود آتش روی بیمارستان های حلب می ریزند. داستان سوریه و داعش هر چه که هست به این زودی ها جمع شدنی نیست. گاهی دلم میخواهد باور کنم روایت امثال رائفی پور ها را از داستان تشکیل داعش در روز سجده بر حضرت آدم. و از طرفی باورم را بریده اند رسانه های چپ و راست و بالا و پایین. اکنون به هیچ رسانه ای اعتماد ندارم هیچ خبری را باور نمیکنم و حتی قضیه هایی مثل قتل یک سفیر رو هم جدی نمیگیرم و فقط منتظرم ببینم چه می شود. فعلا هیچ چیزی را باور نمیکنم تا چون شود...
سفیر روسیه
  • سین الف
۲۰
آذر

تفاوت یک فیلم خوب و یک فیلم بد اینجا مشخص می شود. اینجا که داستان فیلمنامه ات کش دار نباشد، طول نداشته باشد اما عرض داشته باشد.

ابد و یک روز تصویری نا پیدا از یک زندگی سخت را به تصویر می کشد با زوایایی که شاید هرگز مشابهش را نه دیده و نه هرگز به آن اندیشیده ایم. مشکلاتی که مخاطب را شوکه میکند. از ماجرای عطسه ای که کل خانواده سعی میکنند جلوی آن را بگیرند چرا که همه وجود مادر را به درد کشد تا داستان های دنباله دار مشکلات یک برادر مواد فروش...

در بطن داستان اما کل فیلم بر روی تصمیم سمیه می چرخد. اینکه آیا با یک افغانستانی ازدواج کند و از شر مشکلات خانه پر از مشکلاتشان راحت شود یا اینکه بماند...

و همین تصمیم است که رفتار اعضای خانواده را دچار تغییر می کند. فیلم با اینکه به شدت فضایی درام و واقع گرایانه دارد. اما کمتر از یک فیلم کمدی تلخ نیست. شما بار ها در حین دیدن فیلم لبخند می زنید از دسپاچگی های مسخره بازیگر ها، از رقص الکی خوشی وسط کوه مشکلات...

بهترین دیالوگ فیلم به نظر من از زبون شبنم مقدمی هست: جایی که می گه "تو این خونه همه میخان از روز بعد همه چی رو درست کنن اما فرداش که بیدار میشن یادشون میره" که یجورایی واسه کل ایران صدق میکنه.

بازی پیمان معادی یکی از نقاط قوت فیلمه که به هضم فیلم در روح و روان آدم کمک زیادی میکنه. یکی دیگه از دلایلی که من به این فیلم علاقه مند شدم تشابه سبکی و تاثیر پذیریش از اصغر فرهادیه در عین حالیکه تونسته تفاوت های خاص خودش رو خلق کنه.

ابد و یک روز یک حکم قضاییست غیر قابل عفو است که در آن متهم تا یک روز بعد از مرگش در زندان می ماند. این داستان در واقع حکم ابد و یک روز را برای همه اعضای این خانواده به تصویر میکشد به ویژه برای سمیه ای که حق انتخابی نسبی دارد.

این فیلم آنقدر خود را به داوران و مخاطبانش با جوایز مختلف اثبات شده که ارزش دیدنش را داشته باشد. به هر حال به قول یکی از دوستان ابد و یک روز فیلمیست که باید دید. همچنین باید منتظر کار های دیگری از سعید روستایی باشیم در این کار اولش که واقعا گل کاشته.


  • سین الف