زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۵ مطلب با موضوع «رسانه(کتاب و نشریات و فیلم) :: ادبیات (شعر داستان رمان)» ثبت شده است

۲۸
آذر

میخواستم طعم قلمش را بدانم شروع کردم به خواندن معروف ترین اثرش بوف کور

بقول خودش طعم گس و تلخ ته خیار را می دهد. از خواندن کتاب لذت نبردم. هر چند هدایت را نویسنده ای بزرگ با قلمی روان میدانم اما در عین حال  -حد اقل آنچه در این کتاب هویداست- او صاحب ذهن و روحی بیمار است. کل کتاب عبارت است از ناله های یک بیمار که بیش از یکصد صفحه ناله و هزیان می گوید نه پایان و آغاز فصلی وجود دارد و نه سکانسی عوض می شود. همه چیز در طول یک فضای ممتد فانتزی رخ می دهد که خب از نگرشی دیگر می توان به عنوان نقطه قوت کتاب نیز به آن نگریست. اصلا متوجه نمی شوی که راوی در حال روایت رئالیستی از واقعیت های زندگی خودش است یا صرفا تصاویر موهوم و تخیلی و احساسات متشنج و بعضا تهوع آور ذهنش را گزارش می کند.
اصولا باید به معیار های خودتان نگاه کنید ببینید چه انتظاری از یک داستان خوب دارید در این صورت است که می توانید تشخیص دهید آیا بوف کور داستانی خوب است یا خیر. این که در این داستان راوی بطور عمدی و ممتد از کلمات رکیک و حقارت آمیز استفاده میکند مرا آزار می دهد. وقتی دو نفر به هم به شوخی فحش های رکیک ناموسی می دهند حس بدی به من دست می دهد. همان حسی که در طول مطالعه این کتاب هم آن را احساس می کردم. معتقدم داستان دارای ساختار مناسبی نیست یعنی اینکه وقتی دوست شما از شما می پرسد که داستان بوف کور راجب چیست شما نمی توانید تعریف کنید که اصلا چه اتفاقی در قالب بیش از صد صفحه در این کتاب رخ داده است. اما همین که یک نویسنده قدر توانسته اتفاقا ها بی خود و غیر مهم را همین قدر کش بدهد تنها نقطه قوت کتاب است که می توانم تنها به این دلیل و برای فهمیدن طعم قلم این نویسنده دعوت کنم که بوف کور را مطالعه کنید.
معتقدم کسانی که بعنوان نویسندگان بزرگ تاریخ ادبیات ایران معرفی شده اند لزوما کسانی نیست اند که بی نظیر ترین آثار ادبی را خلق کرده باشند. بسیاری از آنان به شهرت رسیده اند چون بواسطه شانس یا دلایل مشخص و غیر مشخص در موقعیت مناسبی قرار گرفته اند و عمدا یا سهوا اتفاقاتی را رقم زده اند که منجر به افزایش شهرت آنان شده و نامشان را در جرگه بزرگان تاریخ ادبیات معاصر به ثبت رسانده است. من سعی می کنم به ازای هر نوشته ای که از نویسنده ای مطرح می خوانم نوشته ای نیز از یک نویسنده کمتر مطرح شده بخوانم چرا که معتقدم بسیارند نویسندگان گمنامی که شاهکار های ادبیشان در پستوی خانه شان نهان شده.


  • سین الف
۲۶
آذر

چندی پیش تصمیم گرفتم در سیر مطالعاتی ام تغییراتی بدهم و ذائقه ام را بیش تر از پیش با رمان های نویسندگان مختلف آشنا کنم. در این میان انتخاب ملت عشق به عنوان یکی از پر فروش ترین رمان های چاپ شده در کشور و شاید محبوبترین رمان کشور سخت نبود.

به شهادت آمار جستجو های گوگل این رمان یک رمان محبوب در خاورمیانه است. هر چند این رمان با مخاطب جهانی روبروست اما بیشترین جستجو ها درباره این کتاب به ترتیب متعلق است به کشور های سوریه، سودان، اردن، لیبی، مصر، فلسطین، لبنان، عراق و در رتبه نهم ایران هرچند می توان دلیل این استقبال را فضای شرقی داستان دانست اما نمی توانم اقرار نکنم که من به این توزیع با علم به محتوای کتاب مشکوکم.

همان طور که دنیای سوفی تاریخچه و دایره المعارف فلسفه در اروپاست و سری داستان های جرج نوشته استفن و لوسی هاوکینگ دایره المعارف نجوم است. "ملت عشق" هم دایره المعارف عرفان و تصوف است.

صوفی گری مانند داستانی که در مثنوی آورده شده تفاسیر متفاوت و بعضا متصادی دارد. در داستان مذکور وزیر یهودی برای آنکه مسیحیت را نابود کند در آن نفوذ می کند. 12 نفر را به عنوان رهبران قوم انتخاب می کند و قوانین متضادی به آن ها می آموزد تا با اختلاف نظر آنها مسیحیت از بین برود. صوفیگری از نقشبندیه تا گنابادی ها، از قادری ها تا قادیانی ها و... نظرات متفاوت و مختلفی پیرامون مسائل مختلف دارند که ناشی از زاویه نگاه آنها به مساله ی طریقت است.
راز ور ها یا صوفی ها به طور کلی در اکثر تقسیم بندی های آن معتقدند از لایه اول دین یا شریعت عبور کرده اند و به سطح بالاتری که نام آن را طریقت گذاشته اند رسیده اند. عمیق شدن در طریقت منجر به رسیدن به مغز دین می شود که به آن نیز حقیقت می گویند.
در قسمتی از کتاب به صراحت اشاره شده کسانی که به لایه های عمیق تر یعنی حقیقت نزدیک می شوند نیاز نیست کار ها و امورات مربوط به لایه ی اول یعنی شریعت را انجام دهند. به عبارت روشن تر شما اگر وارد صوفیسم شوید و مرید قطب خود شوید و در این راه پیشرفت کنید از نماز و روزه و این کار ها که پوسته دین است معاف می شوید. 
داستان مولانا و شمس که بستر اصلی این کتاب را شکل می دهد در درون داستان دیگری نقل می شود. داستان یک زن خانه دار آمریکایی به نام الا. الا یک زن کدبانوی آمریکایی است که در سال 2008 در بوستون زندگی می کند. مادر سه فرزند است و به شدت در حال برنامه ریزی برای حفاظت از کیان خانواده اش است. آشپزی را با علاقه پیگیری می کند و با اینکه به شوهرش مشکوک شده اما برای حفاظت از خانواده اش با ایثار چیزی به او نمی گوید. ویژگی هایی که برای الا تصیر شده، تصویری نیست که ما از یک زن آمریکایی سراغ داریم. بلکه بیشتر تصویر یک زن شرقی به ذهن متبادر می شود.
در ادامه اظهار نظر الا در مورد پسری که دخترش می خواست با او ازدواج کند به شدت محکوم شده به این معنی که ما حق نداریم در عشق دیگران دخالت کنیم حتی اگر آن دیگری فرزند خود ما باشد و در تایید این موضوع در انتهای کتاب الا به یک صوفی اروپایی به نام عزیز همراه می شود و خانواده اش را رها می کند و شاید آن طور که در کتاب آمده بدون روابطی مانند ازدواج رسمی با او همسفر می شود و به جهانگردی می پردازد. البته شما هم طبق آموزه های این کتاب حق ندارید الا را نقد کنید چون شما حق دخالت در عشق او را ندارید. عشق بر همه چیز چیرگی دارد.
البته با شناختی که از جامعه ی غربی داریم اگر این کتاب برای جوامع غربی نوشته می شد زیاد مشکلی با موضوع نداشتم اما در کنار هم قرار دادن دو موضوع ذکر شده یکی تصویر زن شرقی در الا و دیگری مخاطب میلیونی این کتاب در خاور میانه ذهن توطئه گر مرا به کار می اندازد.
در یک ماه گذشته این کتاب جزو کتاب هایی بود که از سوی کتاب فروش های زیادی به من پیشنهاد شد. آخرین مورد آن همین چند روز پیش بود که از کتاب فروش پرسیدم چرا این کتاب را پیشنهاد می کنید. گفت خب فروشش خیلی بالاست خیلی ها تعریفش را می کنند.
پرسیدم به نظر شما عجیب نیست یک کتاب که به نوعی مبلغ صوفی گری است با این شدت در ترجمه های مختلف چاپ و تبلیغ می شود؟ بعد از اتفاقاتی که جنبش های صوفی مانند ریستارت و دراویش گنابادی در پاسداران رقم زدند می توان فهمید نقش صوفی ها در سپهر سیاسی ایران می رود که پر رنگ تر شود.
عرفان:
مانند همه جویبار های حقیقت که توسط شیطان آلوده شده عرفان نیز به واسطه حلاوتی که در آن است به شدت توسط شیطان مصادره و منحرف شده. در اسلامی که معارفش را نه از قطب های نابلد بلکه از ائمه ی معصومین دریافت می کند آموخته ایم که عرفان نه تنها وظیفه خواص که امریست برای عام. اسلام با عرفان اصیل نه تنها مشکلی ندارد بلکه به کرات با فعل عرف به معنی شناخت در قرآن و احادیث مسلمین را به حرکت به سمت سلوک تشویق می کند. جهان شناسی، خدا شناسی و خود شناسی سه ستونیست که با شناخت آنها و بعد با دریافت مباحث وحدت وجودی می توان عمیق ترین مطالب عرفانی را دریافت کرد و اگر سالک در مسیر باشید اینجاست که خداوند دیدگاه شهودی را هم به شما ارزانی میدارد و زاویه دیدتان را باز تر می کند.
صوفی گری:
در قسمتی از بیوگرافی ام در همین وبلاگ نوشته ام که اگر صوفی نباشم عاشق صوفی گری هستم و هنوز این جمله را نگه داشته و حذف نکرده ام. چرا که مقصود من از صوفیگری اندیشه های مولانای جان بوده که در فطرت انسان نواخته می شود و تکذیب ناپذیر است. من عاشق مولانا هستم اما نمی شود به هرچیزی که با برند مولانا به بازار می آید لبیک گفت و در آخر اینکه آیا مولانا قابل نقد است یا خیر پاسخ مبرهن است. قطعا مولانا و دیوان هایش قابل نقد و بررسی است و نبایستی حتی از شخصیت بزرگی مانند مولانا بت ساخت چرا که او نیز انسان است و تنها دریافت های عقلانی و شهودی خود را در کتاب هایش منعکس کرده.
نقاط قوت کتاب: الیف شافاک:
فارغ از آنچه گفته شد الیف شافاک اشرافیت خوبی روی زندگی مولانا دارد و برخلاف روایت سعیده قدس روایتی مثبت از زندگی شمس، مولانا و نیز کیمیا به تصویر می کشد. همان طور که در یادداشت کتاب کیمیا خاتون نوشتم این روایت هر چند که واقعیت نداشته باشد برای علاقه مندان به مکتب مولانا دروغی شیرین است. شیرین تر از حقیقت...
پیشنهاد مطالعه:
صوفیسم را بشناسید و نقاط ضعف و قوت آن را بدانید با این پیش شرط این کتاب یک کتاب شیرین مخصوصا برای عاشقان حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی خواهد بود.
یازدهم مرداد ماه 1397
2307
استان کردستان- بانه


  • سین الف
۳۰
خرداد

بالاخره بعد از مدت ها یک کتاب تمام کردم و فرصتی شد که به این بهانه سری به وبلاگم بزنم و دلتنگی هایم را کم کنم. البته در طول این مدت هم کتاب میخواندم اما عادت بد موازی خوانی ام باعث میشود که تعداد بیشتری کتاب را در مدت بلند تری بخوانم و تمام کنم. کیمیا خاتون اما برایم آنقدر جذاب بود که در مدت کوتاهی خواندمش. وقتی تمامش کردم حس کرختی کردم. سری به نقد های آن زدم.بقیه هم گویا انتظارات دیگری از خواندن این کتاب داشتند.


سعیده قدس موسس سازمان خیریه محک دست به قلم شده تا یک رمان تاریخی بنویسد و الحق و الانصاف در توصیفات غیر تاریخی کتاب مانند توصیف روز های باغ و حالات کیمیا در شرایط مختلف سنگ تمام گذاشته. اما صفحاتی از کتاب انگار از صفحات حوادث روزنامه کنده شده و به کتاب اضافه شده مانند زمانی که شمس تبریزی از درون تاریکی کیمیا را می قاپد و او را تا حد مرگ کتک میزند.


کیمیا خاتون دختر خوانده مولاناست. مولانا که چند سال پیش همسرش را از دست داده و دو پسر دارد با مادر کیمیا همسر بیوه محمد شاه ایرانی ازدواج می کند. داستانی عاشقانه بین کیمیا و پسر کوچک مولانا هم شکل می گیرد و الخ ... . شمس که به قونیه می آید اوضاع عوض می شود و فقیه قونیه دست از درس و مدرسه بر می دارد و مجنون وار شیفته آفاقی تازه وارد می شود.


کتاب با یک نگاه منفی گرا و فمنیستی قرن 21  وارد داستان شمس و مولانا می شود. روایتی را که شمس را قاتل کیمیا می داند در کتاب تایید می شود. در کتاب با ضعف به تصویر کشیده شدن شخصیت شمس و مولانا هستیم. البته نویسنده خود اعتراف می کند که قصدش ارائه یک تصویر انسانی از شخصیت های فوق عرفانی تاریخی شمس و مولانا بوده است. اینکه مولانا هم هر قدر خوب، اما تابع شرایط زمانه خود قول ازدواج دختر خوانده کوچک خود با پیر مردی غریبه را می دهد و در زندگی کمک زیادی به او نمی کند. یا شخصیت شمس که در مثنوی معنوی شخصیتی چنان خدایی دارد که گاه مولانا وسط داستان با هر بار آمدن کلمه شمس مست می شود و چند بیتی در باره فضائل او می سراید و می گوید "در نیابد حال پخته هیچ خام" در این داستان چنان خام عاشق کیمیا می شود و چنان ملول گرفتار حسادت عشقی نسبت به رقیبش علائدین می شود که کیمیا را در خانه حبس می کند.


نقد های اساسی تاریخی در این باره نوشته شده و اینکه اساسا شمس قاتل کیمیا هست یا نیست از پیچ های تاریخی است که بحث های زیادی پیرامون آن وجود دارد. جوابی که خانم سعیده قدس به این معما داده از عرش به فرش کشیدن شخصیت شمس و مولوی و تاکید بر خطا های این دو مرید و مراد و ظلم هایشان نسبت به کیمیاست. 


اما مولانا خود پاسخ جالبی در مثنوی به این موضوع می دهد. در همان اوایل دفتر اول مثنوی داستانی نقل می شود بدین مضمون که...
روزگاری پادشاهی در مسیر شکار خود عاشق کنیزی می شود و او را می خرد. اما کنیز بیمار می شود و بیم مرگش می رود و پزشکان از درمانش عاجز می مانند. پادشاه در یک رویای صادقه خواب طبیبی را می بیند که به او وعده داده می شود. طبیبی که صبح روز بعد با استقبال شاه وارد کاخ می شود از کنیزک سوال هایی می پرسد و نبضش را کنترل می کند و متوجه می شود او عاشق زرگری در سمرقند است. زرگر را به بهانه ای به کاخ می آورند و کنیز را نیز به او می دهند تا حال کنیز بهتر شود. سپس به دستور همان طبیب شربتی به زرگر می دهند تا روی زرد میگردد و ضعیف می شود تا اینکه می میرد. کنیزک هم که عاشق جمال زرگر بود عشقش به او کمتر می شود و در نهایت چون زرگر مرد، دل از او می برد.


مولانا در ادامه می گوید آن طبیب که مرد خدا بود و آن شاه که شاهی عادل و اهل حقیقت بود و ظلم از او ساتع نمی شد چگونه به این کار دست زدند. این رمزی است الهی که با سنجه های زمینی نمی توان آن را سنجید در مورد مرگ مرد زرگر ظلمی به او روا نشده و مرگی حقانی او را فرا گرفته. مولانا جلال الدین در ادامه پا را فرا تر می نهد و می گوید کسانی که این مرگ را به قتل و ظلم تشبیه می کنند مانند داستان طوطی هستند که چون خودش بر اثر ریختن روغن و ضربه صاحبش کچل شده بود به آن درویش هم نگاه کرد و فکر کرد او هم روغنی ریخته که اینگونه کچل شده و داستان را به طور کامل نقل می کند:" از چه ای کل با کلان آمیختی / تو مگر از شیشه روغن ریختی" 


از پاسخ مولانا قانع نمی شوم اما به او اعتماد دارم دلم می خواهد یک دروغ شیرین در این باره بشنوم تا بتوانم چهره ای مثبت از مولانا و شمس در ذهنم تصویر کنم. کتاب ملت عشق نوشته الیف شافاک این روایت شیرین از تغییرات مولانا پس از ملاقات شمس و داستان مرگ غمناک کیمیا خاتون را روایت می کند. این کتاب در لیست اولیت های خریدم قرار دارد.
مطالعه کتاب رو هم با رعایت نکات خاصی توصیه می کنم.

  • سعید اصلانی
۲۵
تیر

 مدت مدیدیست که کتابی به پایان نرسانده ام و متنی ننوشته ام البته دلایل متعددی دارد که یکی از آنها خراب شدن لپتاپم بود ودلیل دیگر این بود که چکیده حرف هایی را که دلم میخواست در اینجا بزنم را در توییتر و استوری اینستا منتشر میکردم ، القصه...

در هر حال دیگر جایی برای نوشتن نقد کتاب هایی که خوانده ام نداشتم و با تمام کردن کتاب هری پاتر و سنگ جادو توفیقی پدید آمد تا مجدد با وبلاگ آشتی کنم. کتاب های کافه کتاب را در دست مطالعه دارم و به زودی تعداد بیشتری را به پایان میرسانم و نقدشان را می نویسم.


هری پاتر و سنگ جادو نوشته جی کی رولینگ

نویسنده : جی کی رولینگ

ترجمه: سعید کبریایی

چاپ هفتم

بعد از تماشای چندین و چند باره فیلم ها و بعد از فاصله نسبتا طولانی که با کتاب های هری پاتر ایجاد شده بود تصمیم گرفتم مجددا به دنیای کودکی بازگردم و مجموعه هری پاتر را یک بار دیگر بخوانم. همزمان برای چند دهمین بار مجموعه فیلم ها را نیز از ابتدا دیدم. مطالعه همزمان کتاب و دیدن فیلم این حس جالب را به آدم میدهد که فکر کنی از بقیه کسانی که همراه تو نشسته و فیلم را می بینند بیشتر میدانی. از همان دقایق اول که میدانی شوهر خاله هری در کار فروش دریل است تا آن انتها که بینندگان فیلم سالن معجون ها و سالن غول را قبل از رسیدن به سنگ جادو در فیلم نمی بینند و فقط تو از آنها اطلاع داری. تنها موردی هم که در کتاب ذهنم نمیتواند قبول کند این مورد است که پرفسور کوییرل در کافه پاتیل درزدار با هری پاتر دست میدهد اما در انتهای فیلم متوجه می شویم که پرفسور کوییرل بنا به طلسم عشق قادر به لمس هری نیست. که البته در فیلم کوییرل در پاتیل درزدار با هری دست نمی دهد و این مشکل حل می شود.

فارغ از بعد داستانی کتاب در ابعاد هنری قضیه هم هری پاتر یک اعجوبه است. کتاب های علمی تخیلی که سال ها پیش نگاشته شده عمر خود را از دست می دهند. و مطالعه آن ها برای انسان قرن 21 کسل کننده می آید اما دنیای جادو گری که رولینگ خلق کرده هیچ گاه پیر نمی شود و اگر به جای تاریخ های ذکر شده در کتاب به تاریخ های تازه تری اشاره می شد هیچ تغییری در داستان ها به وجود نمی آید.

رولینگ ژول ورن می شود

ژول ورن وقتی رمان های علمی و تخیلی اش را می نوشت اجازه می داد ذهنش پرواز کند و به بالاترین فاصله ها و عمیق ترین دریا ها برود سال ها بعد تکنولوژی های عنوان شده در کتاب های ژول ورن اختراع شد و باعث شد او را یک نویسنده پیشگو بنامند.

رولینگ هم وقتی 20 سال پیش در ایستگاه قطار ایده هری پاتر به ذهنش آمد احتمالا پیش بینی نمی کرد روزنامه های اینترنتی به وجود بیاید که عکس هایشان با گیف ذخیره شده اند و تکان میخورند. احتمالا نمیدانست اپل قاب عکس جدید خود را عرضه میکند که در آن عکس های تکان میخورند و برای هری پاتر های قرن 21 دست تکان میدهند. و صد ها احتمال دیگر... به راستی زندگی امروزی ما چیزی از جادو کم ندارد. نقل به مضمون یکی از توییت های جی کی رولینگ این بود که جادوی واقعی نه ورد ها و طلسم های پیچیده است و نه لباس ها و ابزار های عجیب، چیزی که جادو میکند چیزی که به راستی کیمیاست و چیزی که باعث تسخیر بقیه می شود عبارت است از عشق و محبت که در کتاب یک هم دامبلدور به هری میگوید که عشق بالاترین جادو هاست تنها جادویی که ولدومورت نمی تواند از آن سر در بیاورد.

هری پاتر و فرزند نفرین شده

هشتمین کتاب از سری هری پاتر آمد هری پاتر و فرزند نفرین شده. اسم جی کی رولینگ هم با فونتی بزرگ زیر نام کتاب آمده است اما کمی که نزدیکتر بروید متوجه می شوید نوشته : بر اساس رمانی از جی کی رولینگ نه نویسنده این رمان رولینگ نیست چیزی که بیشتر افراد حتی بعد از خواندن کتاب هم متوجه آن نشده اند. داستان روایتگر سال ها پس نابودی لرد سیاه است و با پرش هایی که به هفت کتاب اصلی دارد سعی میکند ابعاد جدیدی را به داستان اصلی اضافه کند. من خودم این کتاب رو بلافاصله که متوجه شدم نویسنده هاش جان تیفانی و جک درن هستن هیچ رغبتی به مطالعه اش نداشتم از دوستانی هم که این کتاب رو مطالعه کردن توصیه شده که این کتاب رو نخونم. نقل قول بی گناه





پ.ن: فوت دکتر مریم میرزاخانی دانشمند ریاضی دان نخبه ایرانی بسیار مایه تاسف بود. ایشان را از مجلات دانستنی ها شناختم وقتی که شکایت میکرد از نبود کوچکترین حمایت های دیپلماتیک برای وقتی که میخاست پسرش تابعیت ایرانی داشته باشد.

اما دو نکته مهم دکتر میرزاخانی یک چهره الهام بخش برای کودکان ایرانی استکه در فضای بعد از انقلاب و جنگ توانست رشد کند و به بالاترین مراتب علمی برسد. بخصوص که این دوره برای دختران سرزمینم بسیار سخت تر می گذشت. اما درسی که از زندگی دکتر میرزاخانی میتوانم بگیرم این است که لازم نیست برای خودم چالش درست کنم چالش هایی که وجودم را ضایع می کند و عمرم را هدر کافیست هدفی انتخاب کنم و در آن راه به بشریت خدمت کنم. در عین تواضع و فروتنی . بدون هیچ دشمنی برایش آرامش میطلبم

  • سعید اصلانی
۰۲
بهمن


از فلسفه تا سفسطه یک عمر دویدم
آخر نه به اقرار رسیدم نه به انکار
مثل مولانا و حافظ ابیات غزل های دکتر فاضل نظری در عین وزن عالی گذری نسبی به عالم نسبیت دارد. فاضل یک نخبه ی غزل سراست که زندگی را می سراید یک زندگی مخلوطی از عشق و مذهب و منطق و حیرانی بین این قوا
آنقدر حیرانی بین این قوا عمیق و توفیق ما از هر کدام نسبیست که گویی خود را هیچ کدام نمیبینیم و نه تنها خود را هیچکدام نمیبینیم بلکه دقیق که مینگریم آن را ضد خود میبینیم. توصیف فاضل از این خود این گونه است:«من ضدی دارم/ آن‌قدر فریب‌کار که آن را/ «خود»پنداشته‌ام/ حالا/ من از خود برای تو شکایت آورده‌ام»
توصیف نوستر آداموس گونه ی فاضل از ضدش هم زیباست و هم سحر آلود. و این شرح خلاصه ایست بر هر آنچه که او سروده زیباست و رمز آلود زیباست و سحر آمیز زیباست و دارای جریان. 
آثار فاضل را بین کار هایم به عنوان جایزه برای خودم تعیین میکنم یکی فاضل نظری و دیگری فریدون مشیری که شعر هایشان حکم شکلات وسط کتاب درسی را دارد.
خلاصه کنم که این کتاب را باید خواند



  • سین الف