زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انقلاب فبریه 1979 (انقلاب 57)» ثبت شده است

۰۱
دی


مشخصات نسخه ای که من خواندم:

ایران بین دو انقلاب؛ در آمدی بر جامعه شناسی سیاسی ایران معاصر

چاپ بیست و یکم تهران 1392

نوشته ی یرواند آبراهامیان

ترجمه احمد گل محمدی و محمد ابراهیم فتاحی

نشر نی

قیمت 27600 تومان

708 صفحه

شابک: 4-363-313-964


کتاب ایران بین دو انقلاب یکی از شاهکار های دکتر یرواند آبراهامیان استاد ایرانی الاصل تاریخ در کالج باروک دانشگاه شهر نیویورک است. در یادداشت پشت کتاب آمده:

" آبراهامیان در این کتاب به تحلیل تاثیرات متقابل سازمانهای سیاسی ونیرو های اجتماعی ایران از سده نوزدهم میلادی تا انقلاب اسلامی 1357 می پردازد. نیرو های اجتماعی را به گروه های قومی و طبقات اجتماعی تقسیم میکند و با توجه به دستاورد های جامعه شناسان تاثیرات نظام های سیاسی بر نظام های اجتماعی را بررسی می کند. آبراهامیان کارش را با تبیین ساختار اجتماعی-سیاسی دوره قاجار و علل و پیامد های انقلاب مشروطیت آغاز می کند با بررسی دوره رضا شاه و سقوط او وسالهای بحرانی شهرور 20 تا مرداد 1332 ادامه می دهد و بر این دوره به ویژه تاثیر و تاثر نیرو های سیاسی ریشه یابی علل وقوع انقلاب و نیرو های موثر این دوره را تجزیه و تحلیل می کند و این گونه نتیجه میگیرد که علت قوع انقلاب توسعه ناهمگونی بود که رژیم محمد رضا شاه خواه ناخواه در پیش گرفته بود. آبراهامیان با بررسی نقش مهم اسلام و نیز نقش تعیین کننده شخص امام خمینی در پیروزی انقلاب بررسی اش را به پایان می برد. بی گمان ایران بین دو انقلاب کتابی منحصر به فرد در بررسی تاریخ هفتاد ساله ایران است."

علت این انحصار مطلب انحصار منابعیست که آبراهامیان از آن ها استفاده کرده است. منابع منحصر به فردی که برای اولین بار توسط وی از کتاب خانه های مخفی بریتانیا بیرون کشیده شده و در نگارش این کتاب از آن ها بهره گرفته است. یکی از دیگر دلایلی که این کتاب را ارزشمند ساخته دید بی طرف پرفسور آبراهامیان در نگارش تاریخ است. در این کتاب در جایی از فضایل نخستین شاه پهلوی می گوید و در جایی دیگر از رذایل وی در جایی مصدق را منجی مردم می داند و در برهه ای دیگر وی را ناقض رای مردم بطوریکه مجلس را منحل می کند و روزنامه ها را  می بندد و جلوی رای گیری را میگرد. در جایی به خوبی های تشکیل یک حکومت خود مختار در آذربایجان اشاره می کند و از آبادانی هایی می گوید که در دولت پیشه وری روی داد در عصری دیگر به خیانت های برخی اعضای فرقه می پردازد و از وابستگی آنها به شوروی می گوید همین مساله ناب است که در دیگر کتاب های تاریخ نمی توان مثالش را یافت همواره نویسندگان تاریخ معاصر یا مصدقی بوده اند یا ضد آن، یا طرفدار پهلوی بوده اند یا ضد آن، یا ملی گرایان ایرانیست بوده اند یا ملیت گرایان ترکیست. و هیچگاه انتظار نداشته باشید این نویسندگان نیمه دیگر را به شما نشان دهند.

ترجمه این عنوان ( البته اگر دخلی در آن انجام نشده باشد.) ترجمه ای روان است و حتی برخی نقل قول ها که در روزنامه ها و غیره ثبت شده با نگارش اصل آن آورده شده و به ترجمه خالی آن اکتفا نگردیده که در جذابیت اثر افزوده.

یکی از مهم ترین مسائلی که از این کتاب آموختم شیوه مطالعه تاریخ است که در مطلبی دیگر کاملا به آن پرداخته ام. یکی دیگر از مسائلی که از این کتاب آموخته ام آشنایی با مفاهیم ارزشمندی که پشت گرد تاریخ مخفی مانده بودند مانند تفکرات ملی گرایان آذربایجانی و نیز تفکرات خاص مارکسیستی در دل جریان هایی مانند حزب توده که متاسفانه این روز ها کمتر کسی از تجارب آن سال ها استفاده می کند.

در نهایت مطالعه آن را به علاقه مندان به تاریخ معاصر اکیدا پیشنهاد میکنم.

در همین راستا کتاب تحولات سیاسی و اجتماعی ایران نوشته دکتر علیرضا ازغندی را در دستور کار دارم تا به زودی مطالعه کنم ان شاء الله ببینیم چه می شود. :)


  • سعید اصلانی
۱۷
بهمن

سوالی که مدت هاست ذهنم را مشغول کرده این است که تاریخ را قضاوت کنم یا نه؟ گروهی را محکوم کنم. گروهی را محق بدانم و با معیار های امروزی برایشان حکم صادر کنم. کاری که خیلی ها در اطراف ما می کنند. انسان هایی را تا مقامات فوق العاده باور میکنند و او را سمبل هر حرکت خود در امروز و فردایشان می دانند. نئونازی ها اینچنین اند در مقابل هیتلر. ملی مذهبی ها اینچنین اند در مقابل مصدق و مثال هایی بسیار. برخی دیگر انسان های تاریخ را به خاطر اقداماتشان محکوم میکنند. در قضیه تنباکو میرزای شیرازی علیه توافقنامه مقاومت کرد و میرزای بهبهانی یکی از سه مجتهد بزرگ تهران از آن حمایت کرد. چه کسی حرکت درستی کرد و چه کسی اشتباه. شاید بچه های راهنمایی امروزی هم به راحتی پاسخ را بدهند که حق با میرزای شیرازی بود. چرا چون حق بهره برداری از بازار تنباکوی ایران به یک یهودی واگذار می شد. این که با در دست گرفتن بازار تنباکو چه آسیبی به تجار داخلی تنباکو می رسید چه آسیبی به کشاورزان و توزیع کنندگان و مصرف کنندگان تنباکو می رسید. همه این ها قابل بررسی است. اما قسمت جالب ماجرا این است که خیلی ها در آن دوره به صرف واگذاری این امتیاز به یک یهودی اعتراض میکردند. دانش بیشتر مردم از آنچه که در اطرافشان می گذشت بسیار سطحی و ناچیز بود. متن توافق ها بعضا به صورت محرمانه نگاشته می شد. و نکات قوت و ضعف آن بعضا در ده ، بیست سال اخیر با بررسی اسناد منتشره دولت بریتانیا کشف شده است. برخی از متن ها حتی تا قبل از نگاشته شدن کتاب دکتر یرواند آبراهامیان به نام ایران بین دو انقلاب محرمانه تلقی میشد و بخش های ذکر نشده در کتاب همچنان برای عموم غیر قابل دسترس است. به طوری که خود دکتر آبراهامیان اظهار امید می کند که با انتشار اسناد محرمانه روسیه تزاری و نیز جماهیر متحده شوروی ابعاد جدیدی از تاریخ ایران هویدا شود. فلذا نمی توان انتظار داشت مردمی که حتی سواد خواندن اطلاعیه های رسمی حکومت را نیز نداشتند از نقاط قوت و ضعف توافقنامه ها با خبر باشند و بخواهند له یا علیه آن جبهه بگیرند.
این مهم حتی امروزه نیز جدی گرفته نمی شود به طوری که مخالفان و موافقان سرسخت برجام هم اغلب هرگز متن برجام را از نزدیک ندیده اند. هر چند وجود رسانه های تحلیل گر که برای مثال برجام را می خواند و نقاط خاص و مفید آن را به اصطلاح هایلایت می کند کمی از عمق مشکل نخواندن و ندانستن تاریخ امروز می کاهد اما وقتی نقشی مشابه در دوره های ناصری و بعد از آن برای روشنفکران و روحانیون قائل شوید حتما باید ضریب خطای آن ها را نیز در نظر بگیرید.
پدیده ای که خواه ناخواه در تاریخ وجود دارد و من برای آن از اصطلاح سایه ی ابدی استفاده میکنم اتفاقی است که در زندگی اکثر رجال تاریخ می افتد و آن ها را به آیندگان می شناساند. برای مثال هیتلر با آلمان نازی و دوره رایش سوم شناخته می شود در حالی که این مدت دوره کوتاهی از زندگی هیتلر به شمار می رود و قسمت اعظم آن هیتلر جوان ، هیتلر سرباز، هیتلر حزبی، هیتلر سخنران و هیتلر به عنوان نفر دوم آلمان به ندرت مورد توجه افراد قرار می گیرد.
بسته به خوب یا بد بودن سایه ابدی افراد بقیه زندگی اش تحت تاثیر قرار میگیرد و این اجحاف هم به خود شخص محسوب می شود و هم اجحاف به کسانی که به دنبال درس های تاریخ اند. چنگیز خان را فردی خون خوار ترسیم کرده ایم که همواره به این سوی و آن سوی حمله میکرده و جوی خون به راه می انداخته. البته این قابل انکار نیست که سربازان وی چنین کاری کرده اند اما کمتر بررسی تاریخی در مورد هوش نظامی وی انجام شده. حمله و عبور از دیوار چین مساله ای نیست که قصاوت قلب بتواند راهی برای آن بیابد بلکه یک هوش نظامی قویست که  پشت این چهره خشن امور را تدبیر می کند.
قاضی و وکیل تاریخ خان خوبی نمیشوند قضات همواره به دنبال اینند که تاریخ را قضاوت کنند چنگیز را به صندلی محاکمه بنشانند و از جوی های خون به راه انداخته از او بازجویی کنند بدون اینکه در نظر بگیرند کشتن دشمنان در فرهنگ قبیله ای ترک ها و مغول های صحرا نشین یک فضیلت محسوب می شده و این قاضی اگر چند صد سال زود تر در خاور دور زاده می شد چنگیز را نه تنها محق بلکه یک ابر قهرمان جنگی می دانست که توانسته دشمنان ابدی را شکست دهد.
مطالعه تاریخ با دید وکلا نیز مناسب حال نیست. وکیل یک ثمره خاص از جناح را می گیرد و عقبه ی آن در طول تاریخ را محق می داند و دشمنانش را باطل می شمارد. برای مثال با رشد فرهنگ دموکراسی لیبرال در جوامع کنونی یک علاقمند به لیبرال تاریخ معاصر ایران را بر می دارد و هر چه دموکرات و لیبرال و سکولار در ایران بوده را می ستاید و جبهه های محافظه کار و حامی دربار را در هر کجای کار لعن و نفرین می گوید. باز مساله همان است. تاریخ را باید در بسترش خواند. مثلا در برهه ای انقلابیون شیخی مشروطه به سنگر اعتدالیون می پیوندند و پس از درگیری های داخلی بین مشروطه چی ها و نیز برخی گروه های سوم مانند ایلات بختیاری ستار خان سلاحش را تحویل نمی دهد و ترجیح می دهد گروه کوچک خود را مسلح نگه دارد و در نهایت در همین درگیری ها زخمی و کشته می شود. شاید اگر به دستور حاکم نظامی تهران همه ی اسلحه ها از همه گروه ها جمع آوری می شد مسیر تاریخ به گونه ای دیگر نگاشته می شد. امروزه ستارخان به عنوان یک آزادی خواه و یک شخصیت ملی مطرح است اما آن روز ها تصمیم های سختی برای مشروطه چی ها بود که با دولت مرکزی همکاری کنند یا نه مشروطه به انحراف رفته یا نه؟ دموکرات های لیبرال مشروطه چی های حقیقی تری اند یا اعتدالیون مذهبی؟ هر دو جبهه در مجلس سوم مهره های ارزشمندی از مشروطه خواهان را در خود جای داده بود پس به این راحتی نمیتوان حق را به ستار خان داد و تاریخ را به این سادگی مینیمالیزه کرد. 

یا وقتی سپهسالار پیشنهاد جمهوری شدن ایران را می دهد و مدرس به شدت با آن مخالفت می کند و جمهوری را بدعت دانسته، میگوید اگر یک شاه عادل روی کار آید از او حمایت می کنم نمی توان این سخن او را با ملاک انقلاب 57 سنجید. در سنجه انقلابیون 57 احتمالا این سخن مدرس جزایش اعدام بود.

 یا اعتراض امام خمینی به رای زنان در برهه ای(1342) و حمایت از رای زنان در برهه دیگر(بعد از انقلاب) نتایج یکسانی به دنبال نمی داشت. چرا که وی معتقد بود رای برای زنان قطعه ای از پازل بزرگتر است که از سوی امپریالیسم غرب برای استعمار نوین ایران و ضدیت با اسلام انجام شده است. اما سال ها بعد وقتی خود رهبر ایران شد اولا بر چیدن این سیستم به صلاح و صرفه نبوده و ثانیا می توانسته مورد حسن استفاده قرار گیرد.
در نهایت این که تاریخ را باید با دید یک تاریخ دان خواند و برسی نمود. اشتباهات افراد و نقاط مثبت هر فرد کنار هم مطالعه کرد. آموخته ام که آدم های خاکستری تاریخ بسیار بیشتر از آدم های سیاه و سفید آن هستند و آموخته ام هر تصمیمی که هر شخصی در طول تاریخ گرفته اگر بخواهم در باره اش نظری بدهم باید تمام شرایط آن دوره از جمله اطرافیان، تهدید ها و تحدید ها، پذیرش عامه جامعه و میزان نوین و پیشرو بودن آن تصمیم را در نظر بگیرم آنگاه بگویم او چگونه تصمیمی گرفت.

  • سعید اصلانی
۰۷
اسفند

همه چی یهویی شد در عرض کمتر از دو روز تصمیم گرفتیم بریم مشهد به سایت چند تا آژانس سر زدم آخرش هم بابا خودش رفت بلیطارو گرفت. ساعت 6 و نیم صبح روز دهم فبریه  تاکسیاومد دنبالمونساعت کمی از هفت رد می شد که وارد سالن انتظار فرودگاه شهید مدنی تبریز شدیم. همه چی خوب به نظر می رسید. پروازمون با یه تاخیر حدود 20 دقیقه ای به خاطر تداخل پروازی با ایران ایر انجام شد هنوز صبحانه ها را کامل نخورده بودیم که صدای خلبان شنیده شد:» مسافرین عزیز ... (نامفهوم) ... و علاوه بر اینکه باند فرودگاه یخ زده دید افقی هم در فرودگاه مشهد به شدت پایین هست ما به صورت اجباری به فرودگاه مهراباد میریم و منتظر می مونیم تا وضعیت بهتر بشه. هواپیما با یه گردش به چپ به تهران برگشت. و در فرودگاه مهراباد به زمین نشست نزدیک به یک ساعت از هواپیما خارج نشدیم. و بعد اجازه خروج دادند و چند ساعتی در سالن پرواز مهراباد چرخ زدیم تا اینکه خبر خوب آمد: دیم دیم دم  مسافرین پرواز شمازه فلان قشم ایر به مقصد مشهد به خروجی شماره فلان مراجعه فرمایند. این البته ما نبودیم اما نشان می داد که فرودگاه مشهد باز کمی بعد پرواز بعدی مشهد و بعدی و بالاخره ما.

در ساعاتی که در مهراباد بودیم کمی دلهره داشتم دیشبش به یکی از دوستان گفته بودم می ترسم فرض کنید دیوار های خانه ای را سیاه کنید و شیشه هایش را بشکنید و بعد صاحبخانه شما را دعوت کند به شام. میرسیدم از آن میان کسی بیاید و بگوید که تو نمی توانی ادامه بدهی باید برگردی ...

سوار ماشین شدیم... چندسال پیش به هتل دماوند آمده بودم حس خوبی داشتم که دوباره به آن هتل خوب برمیگردم. وارد که شدم حس کردم کمی فرق دارد وارد اتاقمان که شدیم احساساتم کاملا متفاوت با قبل بود. این چه اتاقی بود... همه چیز نا گوار ولی به هر حال در حال سپری شدن بود البته به جز غذا که به مذاق علیرضا کاملا خوش آمده بود.

***

با دور زدن تحریم ها برق هتل را یکسره کردم تا شارژر ها قطع نشوند. راهپیمایی 22 بهمن را چند قدمی همراهی کردم  و بعد فوری به حرم پناهنده شدم. یکی از بد ترین قسمت های سفر گشت زدن های علاف وار در بازار هاست واقعا از این کار بینهایت بیزارم چه در شهر خودمان و باشد و صد برابر بد تر وقتی در یک شهر غریب و خسته باشی مجبور!! باشی  کل پاساژ های اطراف حرم را بچرخی. تازه به این مشکلات کوچولو فاجعه عظیم بی اینترتی را هم اضافه کنید هتل بغلی اینترنت داشت نفروختن نامردا دیگه خسته شدم امید به عنوان یادگاری بماند در این برگ ها

  • سعید اصلانی
۱۳
بهمن

In February 1979 our forefathers went to change the political regime. They believed the Shah's regime promotes atheism.

Shiite clergymen began the protests. and our parents took to the streets in support of their decisions. My grandfather lived in the village at that time. He defines the memory of the king's army forces came to the village. They wanted some people to chant slogans in support of the king. He defines how fled from roof with a number of village men and flee to the mountains to dont participate in the Kings Lunch party. And then after revolution he joined the forces of revolution to protecting the revolution.

Today, some doubts about the goals of the revolution.If the goals of revolution was the moral and religion; Why is our society now in this situation? And if revolution have economic goals. Is not better the king to realize them?

help me to be better

photo by me

  • سعید اصلانی
۱۳
بهمن

اولین بار که داستان قلعه حیوانات ( animal farm) را خواندم احساس کردم در حال خواندن یک کتاب ضد نظام منتشر شده توسط گروه های اپوزوسیون جمهوری اسلامی هستم. اما وقتی متوجه شدم نویسنده آن جرج ارول سال ها قبل از وقوع انقلاب فبریه 1979 ایران فوت کرده تازه متوجه شدم که اکثر انقلاب ها در جهان چرخه های مشابهی طی می کنند. و در این بین انقلابی موفقتر است که هیچ گاه خود را فارغ از انقلاب نداند و همواره خود را انقلابی قلمداد کند. و اینجاست که جملاتی مانند من انقلابی ام مفهوم پیدا میکند.

انقلاب مفهومی که دامنه ی وسیعی دارد انقلاب سفید سطحی ترین و جزئی ترین نوع آن در قسمت های کوچکی از سیستم صورت میپذیرد و انقلاب سرخ یا انقلاب سیاه پیچیده ترین مخرب ترین و بنیان افکن ترین نوع آن است. جوامعی که در شوروی سوسیالیست های رفورمیست نامیده می شدند در پی آن بودند که تغییرات سیاسی مد نظر خود را با ایجاد تغییر در دراز مدت و با شعار صبر و مقاومت به انجام برسانند اما وقتی حوادث سیاسی جامعه را به حد اشباع برساند و یا عوامل محرک و همگرا جریان های سیاسی را برای اجرای اهداف خاصی گرد هم آورند و با سقوط همه یا بخشی از رژیم اهداف تحقق یابد. در این صورت است که انقلابی تیره صورت پذیرفته.

انقلاب یکی از پر هزینه ترین رویداد ها در تاریخ هر ملت است. هزینه هایی که به آتش کشیده شدن بنیان های اقتصادی و ریخته شدن خون نیرو های انسانی جامعه و از همه مهمتر کاهش معیار های امنیتی جامعه تنها بخشی کوچک از آن است که برای تغییر یک رژیم و ایجاد انقلاب از سوی یک ملت پرداخته می شود. از سوی دیگر هیچ کس تضمین نمی دهد که انقلابیون ولو اینکه اکثریت جامعه را تشکیل بدهند ولو اینکه به شیوه صحیح اعتراض خود را ابلاغ کنند ولو اینکه بتوانند رژیم را ساقط نمایند به اهداف از پیش تعیین شده خود (اغلب تشکیل یک حکومت دموکرات)  برسند. چه اینکه همواره جریان هایی از خارج یا داخل انقلاب ها وجود دارند که انقلاب را به نفع خود مصادره می کنند. مثالی برای این دست انقلاب ها بهار عربی بود که از 2010آغاز شد و در عرض چند ماه کل منطقه را در نوردید امروزه اما کار به جایی رسیده که از آن به عنوان زمستان عربی یاد میکنند. انفجار ها جنگ های داخلی و تولد گروهک های مختلف تروریستی در منطقه ما حصل ایجاد انحراف در مسیر اعتراضات مسالمت آمیز بودند که از طرف جبهه های مختلف شرقی و غربی (بالاخص آمریکایی اروپایی صهیونیستی) در تنور آن ها دمیده شد.

سخن آخر اینکه انقلاب 79 ایران اگرچه منجر به تشکیل یک حکومت قدرتمند اسلامی در کرانه باختری فرات شد. اما در فضای این روز ها بروز هیچ انقلابی در هیچ جای دنیا صرفه اصلاحی ندارد همانطور که دیگر امروز خبری از جنگ های کلاسیک طولانی مدت بین کشور ها نیست و اکثر جنگ ها چریکی و بصورت نامنظم اتفاق می افتد امروزه به همان اندازه که باید از بروز انقلاب پیشگیری کرد باید به فکر اصلاح بود. هیچ کشوری امروزه آنقدر دور از اخلاقیات و درگیر در نفسانیات نیست که با انقلاب آن را تغییر داد و متقابلا هیچ کشوری نیز در جهان وجود ندارد که سیستمی سالم و اقتصادی موفق و برنامه ای کامل برای توسعه داشته باشد و به اصلاح طلبی در آن نیازی نباشد. امروزه باید به انقلاب های سفید و پایین به بالا بیشتر بپردازیم تا به انقلاب های بالا به پایین و مخرب. کشوری مثل آلمان با انقلاب بالا به پایین در زمان نازیسم به دیکتاتوری منتهی شد اما در سال های بعدی که در آن انقلاب بزرگ دیگری روی نداد و بیشتر به تغییر ساختار های پایین به بالا در آن پرداخت شد تبدیل به قطب اقتصادی اروپا و جهان شده است.

*تصاویر از خودم

  • سعید اصلانی