زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عقاید من» ثبت شده است

۰۷
آبان

چند سال پیش نشستم و برای خودم منشور عقایدی تدوین کردم. در آنجا خودم را در محدوده سه وطن سیاسی فرهنگی  دینی تعریف کرده بودم. با گسترش دامنه مطالعات در سالهای اخیر نظرم اندکی جامع تر شد و هر سه وطن را در یک وطن جمع کردم. سوال: اصلا چرا وطن مقدس است؟ پاسخ: انسان هستی خود را از موطن می گیرد. از عصاره هایش می خورد و می نوشد و از مردمانش می آموزد. این بذل و بخشش وطن در انسان عشق را بر می انگیزاند و مسئولیتی بر گردن او می نهد. انسانی که به وطن عشق نورزد و آن را هیچ بشمارد را مزدور گویند. مادر وطن است چرا که انسان را از شیره جانش بهره مند میکند و نخستین آداب انسان بودن را به انسان می آموزد. به همین خاطر در هر مرام و مسلکی که باشید توهین به مادر و بی وفایی نسبت به او جرمیست نابخشودنی.

مام میهن سرزمینی که مرا پرورد و به من آموخت و من به او عشق می ورزم و در قبالش مسئولیت دارم. به قهرمانان سرزمینم اقتدا میکنم که میگفتند میخواهند هفت دولت زیر پرچم ایران باشد. به مردان پر افتخارش میبالم بگذار رو سیاهی اش بماند برای کسانی که خیانت کردند. آنانکه به مام میهنم خدمت کردند تفاوتی ندارد از چه سلسله ای بوده اند. ناسیونالیسم ایرانی با نژادپرستی تفاوت دارد چون اصولا مساله نژاد در میان نیست. ناسیونالیسم ایرانی بر پایه فرهنگ، خاک و تاریخ است. به مناسبت هفتم آبان / 29 اکتبر سالروز گرامیداشت کوروش کبیر این متن رو منتشر میکنم هر چند از همین حالا میدونم به خاطر تصمیماتم در این حوزه مورد انتقاد قرار میگیرم. اما بیخیال جاویدان نام ایران جاویدان باد یاد مردان ایران به امید ایران بزرگ

دوست دارم بیشتر راجب ایران و تاریخش بخونم در زیر این پست اگه مایل هستید نظرتون رو بگید تا باهم برسی کنیم هر چی که هست اصن تاریخ ایران خوب تاریخ ایران بد هر چی سپاس

  • سین الف
۲۶
مهر

تصور میکنم زندگی کردن بدون اینکه به خودت فرصت فکر کردن بدی یه سبک خیلی آسونه. غذا میخوری میخابی  سر کار میری و سرگرمیاتو دنبال میکنی. و این می شه اکوسیستم زندگیت. من اما هیچ وقت نتونستم به این اکوسیستم عادت کنم و مثل یه ماهی که تلاش میکرد راه دریا رو پیدا کنه خودم رو به هر مسیری مینداختم. زندگی گذشتم رو که مرور میکنم می بینم تفکرات زیادی بوده که مدت ها در گیری ذهنیم بوده و ساعت ها وقتم رو بهش اختصاص میدادم اما امروزه میبینم ارزشش رو نداشتن و کاش کار های مفید تری در اون روز ها انجام میدادم. امروزه می فهمم که کلی مباحث انسانی تر هست که توجه به اونها شاید بتونه یک قدم کوچیک باشه برای رسیدن به اتوپیا. امروزه میفهمم حتی همراهی با یه تیم حمایت از حیوانات مثل آوینا می ارزه به صد ها تفکر مسخره ای که ممکنه داشته باشی. یکی از اون تفکرات نازیسم و طرفداری از هیتلر بود. وقتی اندیشه ای به صورت پارادایم در دنیا وجود داره شنا خلاف جریان مسیرش نه مفهومی داره و نه منفعتی. دنیا هیتلر رو به عنوان یک جنایتکار جنگی میشناسه  چرا؟ جوابش سادست چون اون بازنده جنگ بود. هزاران جنایت بزرگتر توسط دشمنان هیتلر انجام شد اما هیچ کس صداش هم در نیومد اما این باعث نمیشه شما یه نئونازی بشی و بخای از هیتلر تمجید کنی. هیچ کس در زندگیش بدون اشتباه نبوده و انسان دانا باید به همه چیز با دیدی نسبیت گرا نگاه کنه. هیتلر یک سیاستمدار زبده بود و به سرعت تونست از طرق فن بیان از طریق حزبی خودش رو به رده های بالای کشورش نزدیک کنه .حالا این فرد کسی باشه که دستور هولوکاست رو صادر کرده یا نه حتما نکات آموزنده ای برای یک خبرنگار برای یک سیاستمدار و برای یک انسان امروزی داره کافیه تا با شناخت نکات مثبت و آموزنده شخصیت ها و افراد رو به کار بگیریم. در این پارگراف به عبارتی خواستم نظرم رو در مورد هیتلر و سیستم هایی مثل پان ترکیسم و... که روزگاری طرفدار و حامیشون بودم اعلام کنم تا کسی نتونه در آینده منو به داشتن این تفکرات متهم کنه. در واقع استناد به گذشته ای که در حال تغییر بودم از دید من مردوده.

  • سین الف
۰۸
مرداد

خلاصه فحوای نسبیت گرایی حول دو محور است.

اول اینکه هر اندیشه و مکتبی خود را افضل و حق می داند و عمر هیچ انسانی کفاف برسی و اعلام نتیجه هر آنکه اعلام حقانیت میکند را ندارد. نسبیت گرایی طی یک آزمایش علمی نشان میدهد اکثر کسانی که دینشان را تغییر داده اند برسی شوند خواهیم دید که صرفا مجموعه ای از عوامل مبتنی بر شانس در اطرافشان وجود داشته و باعث شده آنها این راه را انتخاب کنند. برای مثال انسانی با یک بودایی همکلاس میشود و شیفته اخلاقیات شرقی میشود و تصمیم میگیرد بودایی شود و شخص دیگری به خاطر نزدیکی محل کارش با مسجد و مسلمانان با آنها معاشرت میکند و با دعوت آنها تصمیم به مسلمان شدن میگیرد.

محور دوم درباره راه حل این مشکل سخن میگوید راه حلی که نسبیت گرایی نشان میدهد به دو دسته تقسیم میشود. راه حل نتیجه گرا و راه حل جامعه گرا

نسبیت گرایی جامعه گرا به دنبال تنش نیست و به نسبیت گرایان توصیه میکند با تفکرات سازنده فرهنگ و سنن جامعه خود را دنبال کنند و به گونه ای با اصلاح طلبی سعی در سازماندهی ساختار های جامعه خود گردند و همینطور برای اعمال نفوذ در جوامع دیگر خارج از محدوده فرهنگ خودی باید با فرهنگ خود آن افراد قضاوت شود. برای مثال در تعریف نسبیت گرایی فرهنگی میگویند:

"نسبی‌گرایی فرهنگی نظری‌است که می‌گوید باورها از فرهنگ تأثیر پذیرد و بهترین راه فهمیدن آنها در بستر فرهنگ است.[۱] بر اساس این اصل افراد نباید از استانداردهای خود جهت قضاوت رفتار افراد از فرهنگ دیگر استفاده کنند. اعتقادات و رفتار اشخاص را باید بر حسب فرهنگ خود فرد فهمید."

اما نتیجه گرایان جور دیگری به قضیه نگاه میکنند آنها معتقدند هر رفتار خوبی را در هر نقطه ای که دیدید شکار کنید و به کار بندید. سوالی که پیش می آید نوع نگاه به قضیه خوب یا بد است مثلا لخت بودن بین قبایل بدوی خوب و در جوامع شهری امروزی امری قبیح است پس معیار چیست؟

پاسخ را در آزمونی به نام مورد بغرنج تراموا می یابیم

این آزمون اثبات میکند اخلاقیات فطری مسائلی هستند که به صورت میانگین در همه جای دنیا می توان بر اساس آن قضاوت کرد چه در میان قبایل وحشی آفریقایی باشید و جه در تور گردشگری میلیاردر های اروپایی میتوانید به فطرت خود مراجعه کنید میتوان در این باره اندیشید و مسائل شبهه ناک را با اندیشه حل کرد.

  • سین الف
۱۰
خرداد

ده یادداشت در دفاع از اصلاحات

یادداشت دوم : دامنه ی اصلاح طلبی (نخستین انتشار در دوره انتخابات در ستاد مجازی میر علی اصغر الموسوی)

هرجایی که سخن از تغییر فرم (reformism) باشد قطعا نظرات مختلفی برای ایجاد فرم جایگزین داده خواهد شد. مخصوصا اگراین تغییر در مورد فراگیری مانند تغییرات فرم در سیسستم اداری یک کشور تاریخی مانند ایران باشد و هزاران چشم طمع به آن دوخته شده باشد. وقتی رفورمیسم در ایران مطرح میشود شامل طیف گسترده ای از افراد از حلقه های نزدیک به جریان های اقتدار گرا و محافظه کار تا قشر هایی از اصلاح طلبان میانه رو  و همچنین برخی از نخبه های اصلاح طلب خارج از کشور تا حلقه های فشار بر جمهوری اسلامی مجاهدین خلق سلطنت طلبان و غیره نیز میگردد که هر کدام بنا به ذائقه خود میخواهند فرم جایگزین را در پروسه رفورمیسم در کشور به اجرا در آورند. و اینجاست که اگر قشر های معتقد به اصول و در گفتمان مقام معظم رهبری اصول گرایان اصلاح طلب کوتاهی نمایند هر جایی که امکانی برای برداشته شدن فرم فاسد و ایجاد فرم های اصلح تر ایجاد می شود با موج سواری اصلاح طلبان تند رو و قشر های ضد نظام تبدیل به یک بحران برای کشور میگردد.

تکلیف چیست؟ حال که پس از هزاران سال یک حکومت شیعی تشکیل شده و مدعی زمینه سازی برای حکومت منجی ادیان گشته بر همه ی آنانکه فساد را در سیستم اطراف خود میبینند تکلیف میگردد که دو کار را انجام دهند. نشان دادن التزام عملی خود به میثاق نامه ملی یعنی قانون اساسی و پایبندی به جمهوری اسلامی و تلاش جهت ارتقای آن و تعیین مرز های خود با آنانکه این اصول را نمی پذیرند.

وظیفه دوم عدم انحلال در حلقه های محافظه کار و حفظ هوشیاری سیاسی و روحیه منتقدی برای شکار همه ی آنانکه که خواسته یا ناخواسته در حال تضعیف مام میهن میگردند.

به این نمودار توجه کنید.

برای بزرگنمایی روی آن کلیک کنید

aalmousavi.blog.ir

طیف رفورمیسم

  • سین الف
۲۲
اسفند

مجموع عقاید من در باره گرایشات سیاسی ذهنم. شاید این متن برای برخی اصلاح طلب های اسمی هم سنگین بیاید اما این همه آنچیزی است که از اصلاحات به آن باور دارم. نگاشته شده در ده یادداشت و ده ایراد وارده 

یادداشت اول: اصلاح در برابر افساد

شاید این قطعه از سخنان مقام معظم رهبری را بارها شنیده باشیم اما باز نگری در آن خالی از فیض نخواهد بود.

بنده دعوای اصلاح طلب و اصولگرا را هم قبول ندارم؛ من این تقسیم بندی را غلط می دانم. نقطه ی مقابل اصولگرا، اصلاح طلب نیست؛ نقطه مقابل اصلاح طلب، اصولگرا نیست. نقطه ی مقابل اصولگرا، آدم بی اصول و لاابالی است؛ آدمی که به هیچ اصلی معتقد نیست؛ آدم هرهری مذهب است ... نقطه ی مقابل اصلاح طلبی، افساد است. بنده معتقد به اصولگرای اصلاح طلبم؛ اصول متین و متقنی که از مبانی معرفتی اسلام برخاسته، با اصلاح روش ها به صورت روزبه روز و نوبه نو.

مقام معظم رهبری مدظله به خوبی در این متن نگرش دو قطبی شدن جامعه را تبیین میکند و همینطور نیز هست چرا که به قول حضرت امام اگر کسی بداند اصلح تر از او هست و همچنان بر بودن خودش در میدان اصرار بورزد آن فرد به جامعه ی مسلمین و به بیت المال خیانت کرده است چه آنکه فرد اصلح در گرایشی نا همگون قرار داشته باشد. پس این نوع دو قطبی شدن فضا اصلا مناسب نیست. پس آیا باید دودمان اصلاحات و اصولگرایی را برچید...؟؟

هرگز! همانطور که حضرت آقا در بیاناتشان فرمودند اصلاح در برابر افساد است. هر انسانی فارغ از رنگ و نژاد و ملیت اگر در سیستم اداری اطراف خود فساد ببیند اگر ردی از پولهای کثیف ببیند اگر ببیند فساد سیستماتیک فرم سازمان ها و ارگان ها را در برگرفته بر او تکلیف می شود بعنوان یک رفرمیست وارد عرصه شود و فرم های آلوده به فساد را از نو دچار تحول نماید و آن ها را اصلاح نماید.

بروز پدیده فساد در سیستم بروکراسی ایران بالاخص در دولت دهم بر کسی پوشیده نیست. پس نمی توان باور داشت در ایران کسی از رجل سیاسی با اصلاح طلبی مخالف باشد. اما آنچه باعث می شود گاها به مخالفت بر ایده اصلاح طلبی برخیزند مخالفت با برخی چهره ها و اعمال خاص است که از سوی مدعیان این جریان در طول سالهای گذشته به وقوع پیوسته.

پس با این دید اکثریت شخصیت هایی که نقدی به عملکرد ارگان یا سازمانی میبندند در واقع به طور غیر مستقیم کمر محکم میکنند و به عنوان یک اصلاح طلب اقدام به اصلاح وضع میکنند.



aalmousavi.blog.ir

  • سعید اصلانی