زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

وب نوشت شخصی سعید اصلانی

زیر آسمان

سلام به وبم خوش اومدید اینجا پاتوق نوشته ها و یادداشت هامه امیدوارم از نظراتتون بهرمندم کنید.

۴ مطلب با موضوع «رسانه(کتاب و نشریات و فیلم) :: فهم رسانه» ثبت شده است

۲۶
آذر

چندی پیش تصمیم گرفتم در سیر مطالعاتی ام تغییراتی بدهم و ذائقه ام را بیش تر از پیش با رمان های نویسندگان مختلف آشنا کنم. در این میان انتخاب ملت عشق به عنوان یکی از پر فروش ترین رمان های چاپ شده در کشور و شاید محبوبترین رمان کشور سخت نبود.

به شهادت آمار جستجو های گوگل این رمان یک رمان محبوب در خاورمیانه است. هر چند این رمان با مخاطب جهانی روبروست اما بیشترین جستجو ها درباره این کتاب به ترتیب متعلق است به کشور های سوریه، سودان، اردن، لیبی، مصر، فلسطین، لبنان، عراق و در رتبه نهم ایران هرچند می توان دلیل این استقبال را فضای شرقی داستان دانست اما نمی توانم اقرار نکنم که من به این توزیع با علم به محتوای کتاب مشکوکم.

همان طور که دنیای سوفی تاریخچه و دایره المعارف فلسفه در اروپاست و سری داستان های جرج نوشته استفن و لوسی هاوکینگ دایره المعارف نجوم است. "ملت عشق" هم دایره المعارف عرفان و تصوف است.

صوفی گری مانند داستانی که در مثنوی آورده شده تفاسیر متفاوت و بعضا متصادی دارد. در داستان مذکور وزیر یهودی برای آنکه مسیحیت را نابود کند در آن نفوذ می کند. 12 نفر را به عنوان رهبران قوم انتخاب می کند و قوانین متضادی به آن ها می آموزد تا با اختلاف نظر آنها مسیحیت از بین برود. صوفیگری از نقشبندیه تا گنابادی ها، از قادری ها تا قادیانی ها و... نظرات متفاوت و مختلفی پیرامون مسائل مختلف دارند که ناشی از زاویه نگاه آنها به مساله ی طریقت است.
راز ور ها یا صوفی ها به طور کلی در اکثر تقسیم بندی های آن معتقدند از لایه اول دین یا شریعت عبور کرده اند و به سطح بالاتری که نام آن را طریقت گذاشته اند رسیده اند. عمیق شدن در طریقت منجر به رسیدن به مغز دین می شود که به آن نیز حقیقت می گویند.
در قسمتی از کتاب به صراحت اشاره شده کسانی که به لایه های عمیق تر یعنی حقیقت نزدیک می شوند نیاز نیست کار ها و امورات مربوط به لایه ی اول یعنی شریعت را انجام دهند. به عبارت روشن تر شما اگر وارد صوفیسم شوید و مرید قطب خود شوید و در این راه پیشرفت کنید از نماز و روزه و این کار ها که پوسته دین است معاف می شوید. 
داستان مولانا و شمس که بستر اصلی این کتاب را شکل می دهد در درون داستان دیگری نقل می شود. داستان یک زن خانه دار آمریکایی به نام الا. الا یک زن کدبانوی آمریکایی است که در سال 2008 در بوستون زندگی می کند. مادر سه فرزند است و به شدت در حال برنامه ریزی برای حفاظت از کیان خانواده اش است. آشپزی را با علاقه پیگیری می کند و با اینکه به شوهرش مشکوک شده اما برای حفاظت از خانواده اش با ایثار چیزی به او نمی گوید. ویژگی هایی که برای الا تصیر شده، تصویری نیست که ما از یک زن آمریکایی سراغ داریم. بلکه بیشتر تصویر یک زن شرقی به ذهن متبادر می شود.
در ادامه اظهار نظر الا در مورد پسری که دخترش می خواست با او ازدواج کند به شدت محکوم شده به این معنی که ما حق نداریم در عشق دیگران دخالت کنیم حتی اگر آن دیگری فرزند خود ما باشد و در تایید این موضوع در انتهای کتاب الا به یک صوفی اروپایی به نام عزیز همراه می شود و خانواده اش را رها می کند و شاید آن طور که در کتاب آمده بدون روابطی مانند ازدواج رسمی با او همسفر می شود و به جهانگردی می پردازد. البته شما هم طبق آموزه های این کتاب حق ندارید الا را نقد کنید چون شما حق دخالت در عشق او را ندارید. عشق بر همه چیز چیرگی دارد.
البته با شناختی که از جامعه ی غربی داریم اگر این کتاب برای جوامع غربی نوشته می شد زیاد مشکلی با موضوع نداشتم اما در کنار هم قرار دادن دو موضوع ذکر شده یکی تصویر زن شرقی در الا و دیگری مخاطب میلیونی این کتاب در خاور میانه ذهن توطئه گر مرا به کار می اندازد.
در یک ماه گذشته این کتاب جزو کتاب هایی بود که از سوی کتاب فروش های زیادی به من پیشنهاد شد. آخرین مورد آن همین چند روز پیش بود که از کتاب فروش پرسیدم چرا این کتاب را پیشنهاد می کنید. گفت خب فروشش خیلی بالاست خیلی ها تعریفش را می کنند.
پرسیدم به نظر شما عجیب نیست یک کتاب که به نوعی مبلغ صوفی گری است با این شدت در ترجمه های مختلف چاپ و تبلیغ می شود؟ بعد از اتفاقاتی که جنبش های صوفی مانند ریستارت و دراویش گنابادی در پاسداران رقم زدند می توان فهمید نقش صوفی ها در سپهر سیاسی ایران می رود که پر رنگ تر شود.
عرفان:
مانند همه جویبار های حقیقت که توسط شیطان آلوده شده عرفان نیز به واسطه حلاوتی که در آن است به شدت توسط شیطان مصادره و منحرف شده. در اسلامی که معارفش را نه از قطب های نابلد بلکه از ائمه ی معصومین دریافت می کند آموخته ایم که عرفان نه تنها وظیفه خواص که امریست برای عام. اسلام با عرفان اصیل نه تنها مشکلی ندارد بلکه به کرات با فعل عرف به معنی شناخت در قرآن و احادیث مسلمین را به حرکت به سمت سلوک تشویق می کند. جهان شناسی، خدا شناسی و خود شناسی سه ستونیست که با شناخت آنها و بعد با دریافت مباحث وحدت وجودی می توان عمیق ترین مطالب عرفانی را دریافت کرد و اگر سالک در مسیر باشید اینجاست که خداوند دیدگاه شهودی را هم به شما ارزانی میدارد و زاویه دیدتان را باز تر می کند.
صوفی گری:
در قسمتی از بیوگرافی ام در همین وبلاگ نوشته ام که اگر صوفی نباشم عاشق صوفی گری هستم و هنوز این جمله را نگه داشته و حذف نکرده ام. چرا که مقصود من از صوفیگری اندیشه های مولانای جان بوده که در فطرت انسان نواخته می شود و تکذیب ناپذیر است. من عاشق مولانا هستم اما نمی شود به هرچیزی که با برند مولانا به بازار می آید لبیک گفت و در آخر اینکه آیا مولانا قابل نقد است یا خیر پاسخ مبرهن است. قطعا مولانا و دیوان هایش قابل نقد و بررسی است و نبایستی حتی از شخصیت بزرگی مانند مولانا بت ساخت چرا که او نیز انسان است و تنها دریافت های عقلانی و شهودی خود را در کتاب هایش منعکس کرده.
نقاط قوت کتاب: الیف شافاک:
فارغ از آنچه گفته شد الیف شافاک اشرافیت خوبی روی زندگی مولانا دارد و برخلاف روایت سعیده قدس روایتی مثبت از زندگی شمس، مولانا و نیز کیمیا به تصویر می کشد. همان طور که در یادداشت کتاب کیمیا خاتون نوشتم این روایت هر چند که واقعیت نداشته باشد برای علاقه مندان به مکتب مولانا دروغی شیرین است. شیرین تر از حقیقت...
پیشنهاد مطالعه:
صوفیسم را بشناسید و نقاط ضعف و قوت آن را بدانید با این پیش شرط این کتاب یک کتاب شیرین مخصوصا برای عاشقان حضرت مولانا جلال الدین محمد بلخی رومی خواهد بود.
یازدهم مرداد ماه 1397
2307
استان کردستان- بانه


  • سین الف
۲۶
ارديبهشت

خیلی بد است که خودت را عقل کل بدانی! ادعای شناخت تاکتیک های جنگ روانی را داشته باشی! سواد رسانه ای را تدریس کنی! شانتاژ و رپورتاژ و بازی های خبری را بشناسی!


آن وقت مغلوب همان تئاتری شوی که برای قشر خاکستری اجرا شده بود تا رای هایشان را جذب کنند. 


تعریفی بر واژه ها:


در فرهنگ جامعه سیاسی ایران دو جناح اصلی وجود دارد و یک قشر خاکستری. جناح راست با این صفات (مثبت و منفی) شناخته می شوند: اقتدارگرایی(اتوریته)، محافظه کاری(کنسرواتیسم)، تمامیت خواهی(توتالیتاریسم)، نظامی گری(میلیتاریسم) حامی اقتصاد آزاد و حامی اصول و روابط سنتی مانند جایگاه های قدرت( به این دلیل به آن ها اصولگرا می گویند.)

در مقابل جناح چپ با این ویژگی ها شناخته می شود: جهانی شدن(گلوبالیزاسیون)، تغییرات ساختاری (رفرم با درجات مختلف تنش مانند اصلاحات نرم ، اصلاحات پارلمانی، اصلاحات سخت و شورش های شبه انقلابی)، مدرن سازی صنعتی و گسترش جوامع مدنی، خواهان دخالت دولت در اقتصاد و قانونگرایی با حفظ امتیاز اعمال تغییرات قانونی در قانون


قشر خاکستری گروهیست میان این دو جناح که بیشتر دغدغه محور بوده و آراء متفاوتی در دوره های مختلف به افراد مختلف داده است. ولی به طور معمول با افزایش مشارکت آنها رای جناح چپ افزایش می یابد.


این تقسیم بندی یه جورایی کلی گویی در مورد جناح های چپ و راست جهانی هست در کشور ما هم بنا به تقسیم بندی که سیاسیون و مردم پذیرفتند وجود داره ولی به هیچ وجه به طور کامل رعایت نمیشه مثلا دخالت دولت در اقتصاد هیچگاه ربطی به چپ یا راست بودن دولت نداشته و همواره سیاست هایی که باید انجام می شده در عرصه اقتصاد انجام شده نمونه آن دعوا بر سر چگونگی ایجاد مسکن مهر( یا هر مسکن ارزان قیمت دیگری) که از سوی کاندیدا های انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری مطرح شد و به سبک های مختلف همه به دخالت دولت در اقتصاد تاکید داشتند.


تفسیر واژه:


در جریان تبلیغات انتخاباتی و مناظرات سیاه دوازدهمین انتخابات ریاست جمهوری دو تعریف گسترده از چپ و راست منتشر شد. تعاریفی ناقص و پر از رقیب هراسی

جناح راست به چپ: -لیبرال های وطن فروش در حال نهادینه کردن اقتصاد های ربوی در کشورند و کشور را به ورطه نابودی می کشانند. این نوکران غرب در حال ایجاد تغییراتی برای دین زدایی از جامعه هستند و نه تنها به اسلام بلکه به ایران هم اعتقادی ندارند.

جناح چپ به راست: -اکنون انتخابات برای برگزیدن یک رئیس جمهور نیست. بلکه برای انتخاب یک جریان از بین دو جریان جنگ یا صلح، تهجر یا آزاد اندیشی، زندان یا آزادی بیان، اکنون باید بین دیوار ها و گفتگوی تمدن ها ، دموکراسی و دیکتاتوری یکی را انتخاب کنید.

این شانتاژ ها به هیچ وجه صحیح نیستند. در هفته های گذشته سخنانی مانند این ها را زیاد شنیده اید. اما با خود نیندیشیده اید که به راستی این سخنان حقیقت دارد یا نه.

 دکتر حسن روحانی با سال ها سابقه مدیریت کلان کشوری و حضور در قرارگاه های فرماندهی جنگی سالها نماینده تام الاختیار رهبری در عالی ترین شورای کشور یعنی شورای عالی امنیت بوده است. اسنادی مانند 2030 هرچند در بند هایی مورد اختلاف بین چپ ها و راست هاست. اما در همین دولت و در زمان پذیرش این سند پیامی به یونسکو داده شد که این جا جمهوری اسلامی است و ایران طبق قوانین خود قسمت هایی از این سند را اجرا نخواهد کرد. مثال سند 2030 در همه ابعاد وجود دارد. کسی که دکتر ظریف را بشناسد می داند که راضی نمی شود یک ذره سلطه بر ایران از سوی هر کسی در هر کجای دنیا روا شود و این مذاکرات و توافق ها به صورت دیپلماتیک ترین روش ها با دادن و گرفتن امتیازات کارشناسی شده انجام شد. بطوریکه تحلیل گران علوم سیاسی جهانی نه تنها ایران را بازنده این معامله ندانستند بلکه قاطبه آنها برجام را موفقیتی برای ایران عنوان کردند. در این شرایط سیاه نمایی بیش از حد از این دولت و عنوان نوکر و جاسوس و غیره ابدا برازنده دولت نیست. هرچند انتقاداتی به دکتر حسن روحانی در مورد سیاست های مختلف داخلی و خارجی اقتصاد و غیره وارد است. اما قطعا دعوا بین 15 یا 14 بودن نمره دولت است نه قبولی یا مردودی.

دکتر سید ابراهیم رئیسی یک نخبه ی سیاسی با تجربه و با نیروهای بالقوه فراوان، سوابق او در قوه ی قضائیه مورد مناقشه است از جمله جریان اعدام های سال 67 که اولا به گواه تاریخ طبق فرمان امام خمینی انجام شده و ثانیا هنوز ابعاد و اسناد آن پنهان است. پس بهتر است در این باره پیش داوری نشود. اگر این مورد بخصوص را در نظر نگیریم حد اقل من هیچ مورد بی قانونی و بی عدالتی در دستگاه تحت مدیریت وی(دادستانی روحانیت و غیره) که به شخص وی مربوط باشد نشنیده ام و آنچه که شنیده ام در مورد افزایش بهره وری و اصلاحات مفید و مناسب در سیستم قضایی از سوی وی بوده است. به هر حال ایراد این سیستم حتی اگر فرد با کفایتی هم در این جایگاه قرار بگیرد این است که پاسخگویی خاصی به نهادی ندارد تا کم کاری ها و مشکلات وی مورد بازرسی قرار گرفته و به خاطر کم کاری مورد مواخذه قرار گیرد. به هر حال وی به دلیل پیوند های خاص خود با روابط قدرت در مشهد و البته به خاطر شایستگی هایی که نشان داد به جانشینی جایگاه سنگین آیت الله واعظ طبسی در آستان قدس منصوب شد. آستان قدس نیز در دوره مسئولیت وی تغییرات مفید و ملموسی را شاهد بود. همچنین در طی انتخابات مشخص شد برخی شایعات در مورد عدم پرداخت مالیات نیز صحیح نبوده و شانتاژ خبری می باشد.


چایی شیرین می خورید یا چایی با قند؟


در شرایط فعلی و با نزدیک شدن نیرو های چپ و راست به مطالبات حد اکثری می توان گفت هدف هر دو جناح آبادی ایران است.(خوردن چای شیرین) هر کس که به شما بگوید سوریه و لبنان و هر کجای دیگر  برای هر ایرانی بیش از ایران با ارزش است مطمئن باشید یا آن ایرانی شیر پاک نخورده یا گوینده سخن دروغ گوست. رسول اکرم ص می فرمایند حب الوطن من الایمان، شهدای مدافع حرم یکی از استدلال های رفتنشان به سوریه این بود که صدقه سر ایران بجنگند تا جنگ به داخل ایران نکشد. پس هر ایرانی در هر کجای جهان هم که باشد قطعا به مام میهنش عشق می ورزد. منتهی دو سیاست متفاوت وجود دارد. عده ای می گویند اگر به حزب الله کمک نکنیم وضع داخلی خودمان هم بدتر می شود و عده ای دیگر می گویند تا وضع داخلی خودمان بد است حق نداریم به حزب الله کمک کنیم. خوب این دو سیاست مجزاست که هر دو به خاطر ایران و اعتقادات ماست. ولی از دو راه مجزا. مثل اینکه هدف خوردن چایی شیرین باشد. اما تصمیم بگیرید که قند را در دهن بگذارید و چای بخورید. ( با حفظ ساختار های اقتداری به اهداف برسیم) یا این که قند را در چایی حل کنیم و آن را بخوریم( ساختار ها را دچار رفرم و تغییر کنیم تا آسان تر قابل دسترسی و استفاده باشد.)


رئیسی یا روحانی به کدام یک رای بدهیم؟

خوب از خطوط حزبی و جناحی که کمی فراتر برویم. در فرهنگ سیاسی واژه هایی وجود دارد که به اندازه صد کتاب مفهوم در خود دارند. اگر بخواهیم از طریق این واژه ها جناح ها را توصیف کنیم می توانم بگویم به شخصه جناح راست را دچار نوعی بناپارتیسم میداندم. احساس زدگی و واکنش های غیر عقلانی و بر اساس ایدئولوژی های نظری امروزه پاسخ گوی ما نیست. و جناح چپ را که بیشتر به دنبال عقلانیت و توسعه است و راهکار های عملکرد گرایانه(پراگماتیستی) می دهد را بیشتر می پسندم.
به دکتر روحانی رای می دهم زیرا اولویت های برنامه ای ایشان را بیشتر می پسندم. اولویت بخشی به مسائل فرهنگی، گسترش جوامع مدنی و گسترش ارتباطات بین المللی، اصلاح وجهه ایران در عرصه جهانی و ... قسمتی از برنامه هایی است که فارغ از تب اقتصادی و بیکاری و غیره سعی می کنم مورد توجه قرار دهم. برخی مسائل که حل شود برخی دیگر بهبود می یابد. 

در عین حال و به همه دوستانی که به جناب دکتر رئیسی رای می دهند کمال احترام را دارم و امیدوارم بتوانیم نقد های سازنده و استفاده از توانایی های شبکه های اجتماعی و رسانه های مطالبه گر و پویا که حرکات سیاسیون را نظارت میکند، در دولت آینده به کار گیریم و همه برای ایرانی آباد تلاش کنیم.
البته امیدوارم که دکتر روحانی پیروز انتخابات شود و کمی شجاعانه تر در دفاع از کانون های مدنی عمل کند.

تصور میکنم دکتر رئیسی مانند دکتر روحانی در حفظ این سیستم ناظر و مطالبه گر فعال نخواهند بود ولی امیدوارم اگر رئیس جمهور شدند در این زمینه روشنفکری به خرج دهند.

  • سعید اصلانی
۲۱
خرداد

تیتر مطلب را که نوشتم یک ساعتی راجبش در سایت ها جستجو کردم. عموما موضوعاتی که هر دو جناح چپ و راست در ایران با لجبازی با آن برخورد می کند یکی دوتا نیست حال می خواهد شنیدن یک ربنا باشد یا به دست باد سپردن چند تار موی، آن هم خیلی یواشکی به راستی دغدغه ای که امروزه کشور با آن روبروست شنیده شدن یا شنیده نشدن صدای یک هنرمند دگر اندیش است؟

یک جوالدوز به راست ها!

محمد رضا شجریان استاد بلامنازع موسیقی معاصر ایران است. این جمله را زیر هیچ پسوند و لقب و سر مقاله و تیتر و شعاری نمیتوان پنهان کرد. قشر راست ایران باید بداند استاد شجریان و قسمتی از آثار او (طبیعتا قسمت کوچکی) جزو چیزی است که در همه کشور ها به آن فرهنگ شفاهی ملت می گویند و اگر بنا باشد با کنار زدن هنرمندان این مرز و بوم بخواهیم سیاست مطلوب خودمان را پیش ببریم فردا روز چیزی از فرهنگ شفاهیمان نخواهد ماند.

حوادث پس از انتخابات 88 هم در آن روز ها و حتی امروزه نیز آنقدر مه آلوده و ابهام برانگیز است که نمی توان کسی را به خاطر حمایت از تظاهرات چند میلیونی مردم در آن روز ها با الفاظ رکیکی چون دیاثت فرهنگی یاد نمود. 


یک سوزن به چپ ها!

محمد رضا شجریان اما به راستی کیست؟ چند نفر از کسانی که امروز آهنگ موبایل های خود را به خاطر اعتراض به صدا و سیما به ربنای استاد تغییر داده اند هم ردیفان استاد را میشناسند؟ نام چند اثر از شجریان را میدانید؟ آخرین باری که به قطعه ای کامل از شجریان گوش داده اید کی بوده؟ ربنای شجریان زیباست مانند ربنای سید علیرضا موسوی اما اگر شجریانی در کار نبود باز هم ملت همیشه در صحنه همینقدر مشتاق عاشقانه صدای موبایل های خود را از سید علیرضا موسوی به عاریت میگرفتند یا مانند جریان های لجبازانه دیگر مانند احراز اعلمیت آیت الله منتظری در اعتراضاتشان به سیاست جمهوری اسلامی تجلی می یافت و هزاران بلکه میلیون ها مقلد پیدا میکرد.

بحث اصلا بر سر صحت یا کذب انتقادات آیت الله منظری از سیستم بروکراسی قضایی و اداری جمهوری اسلامی نیست بلکه بحث بر سر این است که این ملت از کجا اعلمیت فقهی ایشان را از بین اعتراضات ایشان دریافت نمودند خدا میداند.

در طی برسی های چند روزه ام  که مانور رسانه ای در مورد ربنای شجریان و دعوا های روزنامه ای را برسی میکردم متوجه شدم که تعداد زیادی از رسانه هایی که تا پایش افتاده ضد دین هم بوده اند چطور شده که انقدر دلسوز استاد شجریان و نوای ربنای ملت مسلمان ایران شده اند.


نتیجه

لجبازی را یک طرفه نمی شود انجام داد. در واقع لجبازی مثل یک بازی پینگ پونگ است. وقتی رسانه های راست یک هنرمند وطنی را که صد ها افتخار داخلی و خارجی دارند انقد راحت به توپ می بندند فردا روزی اگر BBC از او تجلیل نکند تا حرص شما را در بیاورد باید تعجب کرد.

استاد شجریان محبوب است حالا دلیلش هر چه که میخاهد باشد. او محبوب است اما مقدس نیست این را هم راستی ها باید بدانند و هم چپی ها وبلاگ نقد شجریان متعلق به آقای طحانی مطالب عموما حوبی در مورد شجریان گذاشته است که پیشنهاد می شود مطالعه شود.


  • سین الف
۱۵
دی

به گزارش خدمت؛ زن پیشگوی مشهور بلغارستانی که 20 سال پیش درگذشت، پایان موجودیت اروپا و بروز یک جنگ عظیم میان مسلمانان در سال 2016 را پیش‌بینی کرده است. 

به گزارش روزنامه دیلی‌میل، "بابا وانگا"، زن پیشگوی بلغارستانی که در سال 1996 در سن 85 سالگی درگذشت، به دلیل درست بودن 85 درصد از پیشگویی‌هایش به عنوان "نوستراداموس بالکان" مشهور است. 

این پیشگوی نابینا که تا قبل از این، وقوع حملات تروریستی 11 سپتامبر و سونامی مرگبار اقیانوس هند در سال 2004 را پیش‌بینی کرده بود، یکی از پیش‌بینی‌هایش این است که در سال 2016 افراط‌گران حمله بزرگی به اروپا انجام خواهند داد. 
وانگا در طول عمرش صدها پیش‌بینی انجام داد که شامل بروز یک جنگ عظیم میان مسلمانان که با بهار عربی در سال 2010 آغاز می‌شود، بوده است. 

وی پیش‌بینی کرده که این جنگ در سوریه اتفاق افتاده و در سال 2043 با استقرار یک "خلافت" به پایتختی شهر رُم ایتالیا به پایان خواهد رسید. 
وانگا همچنین در پیشگویی‌هایش گفته است که اروپا در انتهای سال جاری میلادی دیگر وجود نخواهد داشت و این قاره تبدیل به یک زمین بایر و تقریبا خالی از سکنه بدون وجود هیچ‌یک از اشکال حیات خواهد شد. 

این پیشگویی‌های وحشت‌آور مورد استناد تئوری‌پردازان توطئه که فعالیت داعش در نزدیکی اروپا در لیبی را برجسته کرده‌اند، قرار گرفته است. 

حامیان بابا وانگا می‌گویند، او سونامی مرگبار اقیانوس هند در سال 2004 را با گفتن اینکه "یک موج عظیم سراسر ساحل بزرگی که در آن مردم بسیار و چند شهر وجود دارند را می‌پوشاند و همه چیز زیر آب ناپدید خواهد شد" پیش‌بینی کرده بود. 
همچنین این پیشگو در سال 1989 گفته بود، "برادران آمریکایی هدف حمله دو پرنده فولادی قرار خواهند گرفت" که اشاره به حادثه 11 سپتامبر دارد. 

همچنین گفته شده که وانگا 60 سال پیش نسبت به ذوب شدن یخ‌های قطبی و افزایش سطح دریاها هشدار داده بود که این حاکی از پیش‌بینی افزایش دمای جهانی است. 
این پیشگو زاده روستایی به نام "استرومیکا" در پایین قله‌ای در بلغارستان است و گمان برده می‌شود که در یک طوفان بینایی خود را از دست داد. وی پس از نابینا شدن ادعا کرد که توانایی پیش‌بینی آینده را به دست آورده است. 



همچنین وانگا درباره رئیس جمهور شدن اوباما نیز پیش‌بینی کرده بود که "چهل‌وچهارمین رئیس‌جمهور آمریکا یک فرد آفریقایی- آمریکایی خواهد بود" اما در عین حال وی هشدار داد که این فرد "آخرین رئیس‌جمهور آمریکا" است. 

او همچنین برای زندگی چند قرن بعد انسانها نیز پیش‌بینی‌هایی را کرده است؛ از جمله پیش‌بینی‌های وی این است که تا سال 2130 بیگانگان فضایی به تمدن‌های انسانی کمک خواهند کرد که در زیر دریاها زندگی کنند و در سال 3005 جنگ بزرگی در مریخ به وقوع خواهد پیوست. 

وی همچنین گفته است که تا سال 3797 هر چیزی از روی کره زمین ناپدید می‌شود اما تا آن زمان انسان‌ها به این قابلیت دست پیدا کرده‌اند که برای زندگی به یک منظومه ستاره‌ای جدید کوچ کنند.

منبع: فرادید
دوست دارم نظر مخاطبین وبلاگ رو راجب قضیه پیشگویی بدونم. البته این سوژه رو اگه با دید رسانه ای بهش نگاه کنید کاملا مشکوک هست و به نظر می رسه کاملا استاندارد برای یک اروپایی طراحی شده. 
خودتونو جای یک اروپایی بزارید که بهتون میگن  خونتون و همه افراد خانوادتون و دوستاتون و غیره همه تا آخر سال نابود میشن و کشوری که بهش عشق می ورزی تبدیل به زمین بایر میشه.
در کنار همین شاید اصلا ذکر نشده که این کار تقصیر مسلمان هاست اما با یه مجاورت مطلب این حس منتقل میشه که این کار تقصیر میلمون هاست. اونجایی که میگه رم پایتخت خلافت اسلامی میشه.
آمریکایی ها هم بترسن اوباما آخرین رئیس جمهورشونه و این هم حتما تقصیر مسلمون هاست چرا که بیشتر فضای پیشگویی ها در توصیف مسلمون هاست.
در دوره صدام نظر سنجی ها در داخل  عراق نشون میداد که بیش از نیمی از مردم عراق معتقدن صدام در یازده سپتامبر دست داشته در حالی که هنوز بعد از گذشت سال ها هیچ سندی مربوط به دخالت صدام در این قضیه رو نشده. در اون سال ها هم هیچکس به مردم عراق نگفته بود که صدام در این کار دخیل هست. اما چرا این حجم از مردم فکر میکردن مرتبطه؟
مجاورت خبری! تلوزیونشون در سال های آخر حکومت صدام یه خبر از صدام میگفت و یه خبر از القاعده همین مجاورت باعث می شد که مردم به این باور برسند که صدام در یازده سپتامبر دخیل بود.
سطر های آخر هم بازار گرم کنی جریان هست. به فلانی گفتند مرکز زمین کجاست گفت جایی که میخ خرم را در زمین فرو کرده ام. پرسیدند از کجا میدانی آنجاست یارو گفت اگر باور نمیکنی خودت وجب کن ببین. حالا من هم پیش بینی کنم که در 3456 میلادی سفینه فضایی شان به مشکل بزرگی بر خواهد خورد و دو سال بعد از آن هم به مشکل انرژی بر خواهند خورد . باور نمیکنید صبر کنید ببینید.
سینالف
  • سعید اصلانی